به نام خدا

نام درس : دین و زندگی (3)          طرح درس مبتنی بر هوشهای چندگانه                                                         مدت : 90 دقیقه

نام و نام خانوادگی معلم : اعظم بیات زاده                  موضوع : خورشید پنهان (ص 120-113)                        پایه : سال سوم  

هدفهای کلی :

آشنا شدن دانش آموزان ب ازندگی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه)

اهداف جزئی درس

انتظار می رود دانش آموزان بعد از پایان درس :

1- با وظایف امام حسن عسکری (علیه السلام) در ارتباط با امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) آشنا شده باشند .

2- با چگونگی غیبت صغری و کبری آشنایی پیدا کرده باشند .

3- با اسامی چهار نائب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) آشنا شده باشند .

4- علت غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه) را درک کرده باشند .

هدف های رفتاری

دانش آموزان ضمن یا پایان تدریس بتوانند :

1- نواب اربعه را نام ببرند .

2- علت غیبت امام عصر (عج) را بیان کنند و مثالب بزنند .

3- حدیثی از امام علی (ع) درباره آثار وجودی امام عصر (عج) در دوران غیبت بگویند .

4- با توجه به مطالب درس که یاد گرفته اند ، در مورد اینکه چه کسانی شایستگی یار امام بودن را دارند یا نه قضاوت کنند .

وسایل آموزش

کتاب درس ، تابلو ، رایانه ، نرم افزار پاورپوینت ، قرآن مجید

تنظیم وضعیت کلاس

به صورت گروه های U شکل که حداکثر 5 نفره

روش تدریس

پرسش و پاسخ ، بارش مغزی ، کار گروهی

فعالیتهای قبل از تدریس جدید

ایجاد انگیزه

سلام و احوال پرسی با دانش آموزان و حضور و غیاب آنها ، صحبت در خصوص مسائل روزمره زندگی در چند جمله ی کوتاه جهت برقراری ارتباط عاطفی و آماده سازی آنان برای تدریس درس جدید

ارزشیابی تشخیصی

قبل از شروع تدریس ، سوالاتی از درس گذشته از دانش آموزان پرسش می شود . به عنوان نمونه :

1- امامان معصوم (ع) با برخورداری از ............... تلاش کردند چهره واقعی اسلام را به نمایش بگذارند .

2- اسوه قرار دادن معصومین (ع) چه شرایطی دارد ؟

فعالیتهای مربوط به ارائه درس جدید

قبل از پرداختن به موضوع تدریس به دانش آموزان می گوییم که قصد داریم این درس را با توجه به روش جدیدی بنام هوش های چندگانه ، البته با کمک خودتان تدریس کنیم .

شروع تدریس : دانش آموزان عزیز متن درس جدید را به صورت انفرادی بخوانید و برای یکدیگر در گروه خود تعریف کنید . سپس برای تفهیم هر چه بهتر درس  ویادگیری پایدار آن ، به دانش آموزان می گوییم که با همکاری گروهشان متن خوانده شده را به صورت نمودار نمایش دهند . و سپس با استفاده از هوش میان فردی دانش آموزان ، در هر گروه به جواب دادن پرسش می پردازیم . و یا با کمک دانش آموزان به جواب های صوری می رسیم مانند اینکه امام عصر (عج) در عصر غیبت به چه تشبیه شده است ، و از پنجره به بیرون کلاس نگام می کنیم که چگونه هوا ابری است و خورشید نمایان نیست ولی گرمای آن را احساس می کنیم .

ارزش یابی پایانی

1- از دانش آموزان می خواهیم برای جلسه آینده چند جلد کتاب را که پیشنهاد کردیم مطالعه کنند و به کلاس بیاورند .

2- در صورت امکان قطعه ای ادبی ، شعر ، داستانی جذاب درباره حضرت مهدی (عج) می دانند آن را در قالب طرحی زیبا ارائه دهند .

3- با احساس لطیف خود درباره ی امام عصر (عج) را در گفت و گویی صمیمانه با ایشان به قلم درآورند و در کلاس بخوانند .

 

ج

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 8:49  توسط گروه معارف   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نام درس: دین و زندگی (3)             نمونه طرح درس مبتنی برهوش های چندگانه     زمان : 30 دقیقه

درس:                                              موضوع: خورشید پنهان (ص 143-135)           پایه : سوم دبیرستان کلیه رشته ها

     تعداد دانش آموزان: 30 نفر

 

هدف کلی:

آشنا شدن دانش آموزان با آقا امام زمان (عجل الله فرجه) خورشید پنهان

 هدهفهای درسی (جزئی)

انتظار می رود دانش آموزان بعد از پایان این درس:

1- با نحوه ولادت امام زمان (علیه السلام) آشنا شود.

2- در مورد غیبت صغری و کبری صاحب الزمان (ع) اطلاعاتی دریافت می کند.

3- درمی یابد که علت غیبت امام عصر (ع) چیست؟

4- آیات قرآن و همچنین روایات ائمه (ع) را در این زمینه می شناسد.

5- با چگونگی رهبری و امامت حضرت مهدی (ع) در عصر غیبت آشنا می شود.

6- با پایان زمان غیبت و یاران راستین امام آشنا می شود.

 (عملکردی)

ورودی

انتظار می رود شاگردان قبل از تدریس درس جدید بتوانند:

1- نام خاص امام زمان (ع) و نامهای معروف ایشان را بداند.

2- پدر و مادر آن حضرت را بشناسد.

3- ترجمه آیات درس را به خوبی بیان کنند.

4- آیات و روایات درس را به صورت صحیح قرائت کند.

                                                                                            سطوح حیطه شناختی علوم

هدفهای رفتاری

خروجی

1- نحوه و سال و مشخصات ولادت امام زمان (ع) را نام می برد. ( ذکر می کند)

2- تاریخ ولادت، پدر آن حضرت و زمان مرحله اول امامت ایشان را ذکر می کند.

3- در مورد غیبت صغری و کبری امام توضیح می دهد.

4- تفاوت غیبت صغری و غیبت کبری را بیان کنید.

5- علت غیبت امام زمان (ع) را با ادله صحیح شرح می دهد.

6- نمونه هایی از آیات قرآن را در این درس به صورت صحیح قرائت می کند.

7- وجود امام عصر(ع) را با حالتهای خورشید تشبیه نموده و این شباهتها را توضیح دهید.

8- زمان پایان غیبت و یاران راستین امام (عج) را نقد می کند

دانش

دانش

درک و فهم

کاربرد

تجزیه و تحلیل

دانش

ترکیب

قضاوت و ارزشیابی

 

 

وسایل آموزشی لازم

کتاب، تابلو وایت برد، رایانه، پروژکشن.

اصول بنیادی

دانش آموزان  با اجرای این الگو با آقا امام زمان (عج) بعنوان دوازدهمین امام، خورشید پنهان، زمان و علل غیبت، رهبری و امامت حضرت و پایان غیبت و یاران امام آشنا می شوند.

روش تدریس

پرسش و پاسخ- بارش مغزی – فراشناخت- ساخت گرایی

تنظیم وضعیت کلاس

به صورت گروههای U شکل حداکثر پنج نفره

فعالیتهای قبل از تدریس جدید

ایجاد انگیزه

سلام و احوالپرسی- حضور و غیاب- صحبت در خصوص مسائل روزمره زندگی در چند جمله کوتاه- برقراری ارتباط عاطفی- نشان دادن تصاویر و نوشته ها در رابطه با امام زمان (ع) و ارتباط آن با درس جدید به منظور آماده سازی                                                                                                                           2 دقیقه

بررسی تکالیف

 

انجام ارزشیابی شخصیتی

تقیه به چه معناست؟ و از زمان کدام امام این شیوه مبارزه به کار گرفته شد؟                                       3 دقیقه

راهنمایی و یاری مردم با ولایت معنوی به چه صورت است؟

اقدامات مربوط به مرجعیت علمی را نام ببرید؟

فعالیتهای مربوط به درس جددی

دانش آموزان عزیز درس را به صورت انفرادی از صفحه 136تا 135 بصورت انفرادی بخوانید . ( هوش زبانی )         20 دقیقه

متن خوانده شده را در گروه به صورت نمودار یا نقشه ترسیم کنند. ( هوش فضایی)

ضمن خواندن آیات صفحه 137 به صورت صحیح و روان با استفاده از نوار و اسلاید آیات را آهسته زمزمه کنند. ( هوش موسیقایی)

علت غیبت حضرت مهدی (ع) چیست؟ با طرح این پرسش از سوی دبیر، دانش آموزان با بحث و گفتگو در گروه در این زمینه پرداخته و با ارائه نظرا خود به نقد و بررسی نظرات دوستان خود می نشیند. ( هوش میان فردی – منطق درون- فردی)

با تشبیه امام به خورشید و حالتهای آن در این زمینه بحث و گفتگو می نمایند.

چگونه می توانیم برنامه هایی تدارک ببینیم که همواره به یاد آن حضرت باشیم. ( نمایش این اعمال) ( هوش جنبشی- حرکتی)

تبادل اطلاعات در رابطه با دوران غیبت و یاران راستین امام، ذکر احادیث و روایات از سوی گروههای مختلف در کلاس درس ( هوش زبانی)

      

    ارزشیابی پایانی

با توجه به آیه 11 سوره رعد علت غیبت امام عصر (ع) را بیان کنند.

چرا یاران راستین امام در زمان غیبت ایشان باید به خودسازی رسیده باشند؟

جمع بندی

برای جلسه آینده از دانش آموزان می خواهیم:

1- چند جلد کتاب در رابطه با امام زمان (ع) مطالعه کنند.

2- روایات و داستانهایی در زمینه ظهور ایشان و نیز مشاهدات واقعی شیعیان از امام زمان (عج) را تهیه و به کلاس بیاورند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 8:48  توسط گروه معارف   | 

مقدمه :

نارسایی تعالیم مسیحی و مفاهیم فکری و الهیات انجیلی برای متفکران غرب و انحصارطلبی و زیاده­روی و زورگویی ارباب کلیسا، در قرون وسطی و عوامل دیگری از این دست، به تحولاتی از جمله «نهضت اصلاح دینی» توسط «مارتین لوتر» (1483-1546 م) منجر شد و این بار انجیل محوری، جای خود را به انسان مداری و عقل­گرایی و سپس علم زدگی داد و اینها از دوره رنسانس به بعد از اسم مبادی و مبانی دنیوی­گری یا سکولاریسم غربی گردید و چهره فرهنگ و تمدن مغرب زمین را دگرگون کرد.

در جهان اسلام اما ماجرای دیگری در جریان بود. هنگامی که پس از پیامبر (ص) و به ویژه در دوران معاویه و پس از آن سیاست و حکومت از امامت و روح دین جدا شد ولی در عین حال استفاده ابزاری از دین و قرآن به قوت بر جای بود. قیام توفنده امام حسین (ع) و شهادت کوبنده آن حضرت حساب خلافت اموی را از دین و سنت نبوی برای همیشه جدا کرد. خون پاک آن امام به روشنی داغ باطل برخلاف جبار، و مهر جاودانگی بر آئین محمد (ص) نهاد و نشان داد که اسلام برخلافت مسیحیت و برخی آئین­های دیگر، دینی است دارای ابعاد اجتماعی و سیاسی فراوان، پیامبر اسلام حکومت تشکیل می­داد و برای حراست آن به دفاع و نبرد برمی­خاست.

پس از ایشان امام علی (ع) نیز خلافت را حق خود می­دانست و بعدها چند سالی به اصرار امت به خلافت هم نشست. چنانکه امام حسین (ع) و نیز در این راه کوشید و شربت شهادت نوشیدند و باز می­دانیم که آن موعود جهانی (ع) هم به داعیه حکومت جهانی و عدالت جهان گستر بر مبنای دین قیام خواهد کرد.

پس از ورود لشکر استعماری فرانسه به مصر، جهان عربی اسلامی نیز وارد وادی جدیدی شد و پیش از پیش تحت تأثیر غرب قرار گرفت و مفاهیم اومانیستی و سکولار آن از واردات مسلمانان شد. در میان اندیشمندان مسلمان، سید جمال الدین اسدآبادی از نخستین منادیان تعامل مثبت دین و سیاست در جهان اسلام بود و سپس در ایران مدرس شهید بود که ندا در داد : سیاست ما عین دیانت ماست.

در میان ترکان مسلمان اما خلافت ظاهراً اسلامی عثمانی به ضعف و انحطاط افتاد و از خاکستر آن دولت لائیک آتاتورک سربر آورد و میان دین و سیاست، دیواری بتنی کشید و در مصر و سایر کشورهای اسلامی نیز داستان کمابیش به همین شکل پیش می­رفت. در ایران معاصر زمزمه­های سکولاریتی از دوران مشروطه به بعد مایه روی کار آمدن دولت پهلوی شد و بعدها عدم کارآیی و آن و احساس ضرورت تعامل نسبت دین و دنیا و سیاست به انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی منجر شد و این آغاز تحولی عظیم در مسئله دین و سیاست در ایران و جهان بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تحولات و بحث­های گوناگون دربارۀ دین و دنیا و دین و سیاست و ... در حوزه­های فکری و فرهنگی پدید آمد و در سالهای اخیر این مباحث به نسبت پخته­تر و عمیق­تر شد.

 


فصل اول

مفهوم سکولاریسم :

واژۀ « سکولاریسم» مراحل مختلفی را پیموده و معانی مختلفی را به خود گرفته است و وقت زیادی را از محققان تلف کرده و با این حال، هنوز اجماعی دربارۀ آن حاصل نشده است.

در زبان فارسی، معادل دقیقی یافت نمی­شود که بتواند به طور کامل نمایانگر مفهوم آن باشد. به نظر می­رسد که اگر دنبال یک کلمه به عنوان معادل برای سکولاریسم باشیم، چاره­ای جز این نیست که واژه­شناسان زبان فارسی، کلمه­ای اختراع کنند و آن را نمایانگر مفهوم سکولاریسم قرار دهند.

الف- برخی گفته­اند : سکولاریسم (Secularism) واژه­ای برگرفته از واژه لاتینی سکولاریس (Secularis) و مشتق از سکولام (Seculam) به معنای دنیا یا گیتی در برابر مینو است.

ب- تعبیر سکولاریسم و همچنین سکولاریزاسیون، در اصل از واژه لاتینی سکولاریس، به معنای روزگار یا دنیا است که به تدریج در اندیشۀ غربی به صورت اصطلاحی درآمد که به جای دنیوی، در مقابل دینی به کار می­رود. به تعبیر دیگر، در تفکر غربی، چیزی را که مربوط به این دنیا و بی­ارتباط با مسائل دینی و اخروی باشد سکولار می­گویند.

ج- ماکس وبر سکولاریسم را به معنای جدا بودن جامعۀ دینی از جامعۀ سیاسی می­داند؛ به گونه­ای که دولت حق هیچگونه اعمال قدرت در امور دینی را نداشته باشد و کلیسا نیز نتواند در امور سیاسی مداخله کند.

د- در لغت­نامه آکسفورد، ذیل کلمۀ سکولاریسم، آمده است : «اعتقاد به این که قوانین، آموزش و امور اجتماعی باید بیش از آن که بر مذهب استوار باشد، بر داده­ها علمی بنا شود».

سکولاریسم، یعنی مخالفت با شرعیات و مطالب دینی، روح دنیاداری، طرفداری از اصول دنیوی و عرفی، سکولاریستی یعنی دنیوی، مخالفت با تعلیم شرعی یا دینی، دلبستگی افراطی نسبت به اعمال و ظواهر زندگی، دنیاداری، مادیت، گسترش چیزی که مربوط به دنیا باشد. سکولاریزه یعنی دنیوی کردن، غیرروحانی کردن، از قید کشیش رهبانیت رها شدن، اختصاص به کارهای غیرروحانی دادن، از عالم روحانیت (در مورد کشیش) خارج شدن، دنیا پرست شدن، مادی شدن، جنبه دنیوی دادن به چیزی.

در مقالۀ «معنا و مبنای سکولاریسم» دکتر سروش، درباره مفهوم سکولاریسم، عبارت­های زیر به چشم می­خورد :

سکولاریسم، عقلانی کردن دین است.

سکولاریسم، یعنی دور کردن خداوند از جهان و تفسیر و تبیین امور عالم، مستقل از مشیت و تصرف و تقدیر او.

در سکولاریسم، یا در میان نیاوردن دین هم نهفته است.

سکولاریسم، به معنای علمی بودن یا علمی شدن است.

سکولاریسم، به معنای کنار گذاشتن آگاهانه دین از صحنه معیشت و سیاست است.

حکومت سکولار، حکومتی است که دین را نه مبنای مشروعیت خود قرار می­دهد و نه مبنای عمل خود.

سکولاریزاسیون و فرق آن با سکولاریسم :

سکولاریسم، همان تئوری و نظریه جدایی دین از اجتماع است، اما سکولاریزاسیون، فرآیند و مجموعه اقدام­هایی است که موجب کنار رفتن دین از صحنه جوامع می­شود.

جمع­بندی معنای لغوی سکولاریسم :

برای روشن شدن معنای لغوی سکولاریسم یا سکولاریزه، لازم است مفهوم این کلمه را در دوره قبل از رنسانس، دریابیم در آن زمان کلمه سکولاریسم در چهار معنا به کار می­رفت :

الف- گروه و نسلی از مردم

ب- در زبان کلاسیک مسیحیت، سکولوم به معنای زمانی است که فی الواقع در آن به سر می­بریم و نقطه مقابل ابدیت و جاودانگی و الوهیت است.

ج- به معنای غیر کلیسایی، وقتی می­گفتند «صومعه سکولاریزه»، منظور عبادتگاهی بود که از دست کلیسا خارج شده باشد.

د- به معنای دنیایی، این جهانی، عرفی، در کتاب فرهنگ و دین آمده است : «تعبیر سکولاریس در بین مردم متداول بود و دیر زمانی بود که کلیسا روحانیانی را که در درون تشکیلات دینی خدمت می­کردند از روحانیانی که در خدمت جامعۀ وسیع­تر بیرون تشکیلات دینی بودند تفکیک می­کرد.

با دقت در معنای لغوی این واژه، می­توان تخمین زد که همۀ آنها به یک حقیقت اشاره دارند که همان دنیوی و عرفی است.


فصل دوم

تطور معنای سکولاریسم و مفهوم اصطلاحی آن :

با توجه به تاریخ سکولاریسم، از نظر فرآیند عینی و باورهای ذهنی، می­توان گفت سکولاریسم مراحل زیر را گذرانده است :

1- امر دنیوی :

قبل از رنسانس، از کلمه سکولار به معنای دنیوی یا عرفی استعمال می­شود واژه سکولاریس، در میان مردم متداول بود و افعال بر دو دسته تقسیم می­شود مقدس و دینی، به معنای دنیوی و عرفی این تقسیم­بندی، در همۀ فرهنگ­ها و میان همۀ ملل رسم است.

در حقیقت چنین تقسیمی، لااقل در گذشته، حکایتگر اعتقاد به برتری مسائل دینی و آخرتی بود، در آن زمان، تقابل این دو واژه، به معنای تضاد یا تعارض آنها نبود، بلکه این دو واژه دو معنای متفاوت را حکایت می­کردند.

2- فرآیند سکولاریزاسیون :

تصمیم گرفته شد قدرت مالی و سلطۀ حاکمان کلیسا بر برخی از اموال، از جمله زمین­ها محدود شود و بخشی از اموال آنها که در زیر لوای تقدس و کلیسا بود، به امور معیشتی مردم و تحت سلطۀ حاکمان سیاسی باز گردد. از این فرآیند به سکولاریزه کردن یا سکولاریزاسیون تعبیر می­کنند. معاهده وستفالی -که در سال 1678 م پدید آمد- نمایانگر همین مرحله است.


3- استقلال آموزش :

زمانی همۀ آموزش­ها، یا می­بایست به واسطۀ کلیسا انجام می­شد یا با نظارت کلیسا، اما در برهه­­ای از تاریخ، آموزش برخی علوم، مانند ریاضیات و طبیعیات از سلطۀ ارباب کلیسا رهایی یافت و وظیفه کلیسا در بعد آموزش، منحصر شد به آموزش علوم و مسائل دینی، چنان که علوم دنیوی سکولار (علوم تربیتی) توسط حاکمان سیاسی آموزش داده می­شد.

4- تفکیک دین از سیاست :

مرحله تفکیک دین از سیاست، مرحله­ای مهم است. در این مرحله دو فرآیند پیگیری شده فرآیند خارجی –که کنار نهادن دین از صحنه سیاست یود- و فرایند فکری و ارائه نظریه­ها در لزوم تفکیک دیانت از سیاست.

5- منع دین از دخالت در امور اجتماعی :

امروزه، بیشترین موارد استعمال سکولاریسم به منع دین از دخالت در امور اجتماعی اختصاص یافته است در تعریف رسمی سکولاریسم، این نکته را ذکر می­کنند.

6- مکتب سکولاریسم :

حقیقت آن است که ایده سکولاریسم – که در ابتدا نگاهی جزئی به امور داشت هم اکنون در برخی محافل و نزد برخی از افراد، تبدیل به نگرش و جهان­بینی خاصی شده است که نگاه تازه­ای به علم و آدم می­کند و تلقی تازه­ای از انسان و منابع شناخت و اهداف او دارد.

این رویکرد جدید که می­توان از آن به عنوان مذهب یا مکتب سکولاریسم نام برد، در بسیاری از جهات از جمله، مسائل اجتماعی- اعتبار دین را انکار می­کند. سکولاریسم در این دیدگاه، به نوعی عقلانیت و جهان­بینی بدل گشته که عقلانیت دینی را به چالش می­کشد. ترجمۀ سکولاریسم به «جدایی دین از دنیا» در این مرحله، ذکر یکی از پیامدهای آن در بعد اجتماعی است، اما عقلانیت و جهان­بینی سکولاریسم بسیار گسترده است و هنر، علم، فرهنگ، سیاست و اخلاق را در بر می­گیرد. تأثیر این عقلانیت در جنبه امور اجتماعی، جدایی دین از دنیاست. البته برخی از نویسندگان، منکر مکتب بودن سکولاریسم هستند و معتقدند سکولاریسم، روشی در حوزه سیاست است، چراکه آن حجم گسترده­ای که چنین اقتداری به سکولاریسم می­دهد، هیچگاه وجه ایدئولوژیک به خود نگرفته است.

بعضی از آن چیزهایی که ما به منزلۀ مکتب از آنها یاد می­کنیم و به گونه­ای وجه ایدئولوژیک دارند. توانایی باز تولید دارند و مدعی­اند در تمام حوزه­ها نظر دارند، اما سکولاریسم چنین نیست.

مکتب در حوزه­های مختلف، ادعایی جهان مشمول دارد مثلاً در مکتب سوسیالیسم، هم هنر سوسیالیستی وجود دارد، هم اقتصاد سوسیالیستی تا هم جامعۀ سوسیالیستی، و حتی ممکن است کسی بگوید آواز سوسیالیستی نیز داریم. اما سکولاریسم چنین ادعایی ندارد.

بدون شک، سکولاریسم فعلاً به حد یک مکتب، قلمداد نمی­شود و نمی­توان بر تمامی مصادیق آن چنین حکمی را صادر کرد، اما از طرف دیگر نحوه استدلال برخی سکولارها نشان وجود دیدگاه مکتبی به سکولاریسم دارد، در نتیجه می­توان گفت عده­ای نگاه مکتبانه به سکولاریسم دارد و مبانی، دلایل و پیامدهایی که برای آن ذکر می­کنند مؤید آن است.


فصل سوم

نظریه­های مختلف در پیدایش سکولاریسم :

1- فلاسفه یونان :

برخی مانند دکتر سروش معتقدند سکولاریسم، فرزند فلاسفه عقلانی متافیزیکی است و از وقتی که فیلسوفان اقدام به فلسفی کردن نظام عالم کردند (یعنی کوشیدند آن را در قالب متافیزیکی فهم کنند) در ابر روی تفکر سکولار – یعنی دور کردن خداوند از جهان، و تفسیر و تبیین امور عالم، مستقل از مشیت و تصرف و تقدیر او- گشودند و یک رشته مفاهیم خالص دینی را پاک بی­معنا و بی­محتوا کردند.

2- ارسطو :

بعضی از مورخان فلسفه سیاسی، از میان فلاسفه یونان نظریه سکولاریسم را به ارسطو نسبت داده­اند و گفته­اند که می­گفت جامعۀ مدنی به خودی خود، در حد کمال و بی­نیاز است و احتیاجی به تطهیر و تحصیل جو از یک عامل مافوق طبیعت ندارد.

3- کتاب آسمانی انجیل :

گفته شده : «ریشه سکولاریسم را باید در آموزه­های عهد جدید پی گرفت. انجیل صریحاً اظهار می­داشت که باید کار خدا را به خدا و کار قیصر را به قیصر واگذاشت. مؤمنان مسیحی در قرون اولیه نشان دادند که جز در حوزه ایمان و اخلاق فردی، هیچ نزاع و چالشی با قدرت امپراتوری روم ندارند و امپراتوری روم نیز زمانی این نکته را دریافت، از پذیرش مسیحیت فروگذار نکرد و آن را به عنوان یگانه دین امپراطوری به رسمیت شناخت.»

4- قدیس اگوستین :

«قدیس اگوستین متفکر بزرگ مسیحی در قرن پنجم میلادی پایه­های نظری جداسازی دین از سیاست را بنا نهاد. او در کتاب شهر خدا با تفکیک­ میان شهر زمینی و شهر آسمانی، تصریح کرد که شهر زمینی- که همان حکومت­های دنیوی است- جامعه­ای است که بر طبیعت خاکی و انگیزه­های شهوانی و حرص و زیاده خواهی انسان، استوار گشته و شهر خدا اجتماعی است که به امید صلح آسمانی و رستگاری روحانی بنا گردیده است. از این رو، او حکومت­ دنیوی را تا زمانی که خوب و مشروع می­دانست که قدرت و زور خود را به سود کلیسا و علیه کفار و مشرکین به کار برد.»

5- جان ویکلیف :

پیش از قرن شانزدهم، اسقفی به نام جان ویکلیف معتقد بود روندی که ارباب کلیسا دارند، اشکال­هایی دارد. از این رو نظریه­های ارائه داد که موجب سکولاریسم در آینده شده برخی از اندیشه­های وی :

الف- مخلوق می­تواند بی­واسطه، با خالق خود رابطه برقرار کند و ادعای کلیسا – مبنی بر اینکه کشیشان واسطه میان خالق و مخلوق­اند- مردود است. همه مسیحیان خود کشیش هستند.

ب- هدف کشیشان از فروش آمرزش نامه به دست آوردن پول است وی معتقد بود که پاپ­ها برای پول، بیش­تر از خون مسیح ارزش قائل­اند و برای خودنمایی عبادت می­کنند.

ج- راه­حل این مشکلات، رجوع کلیسا به فقر انجیلی (زهد) است و کشیشان باید از تمام مشکلات مادی و دنیوی خویش دست بردارند.

یکی از کسانی که نظریات ویکلیف را دنبال کرد مارتین لوتر است وی به دستگاه پاپ که مبلغ آیین کاتالوگ بود، افتخار کرد و تقریباً همان اعتراض­ها را تکرار کرد. انتقاد ماسرا و موجب پایه­گذاری فرقۀ یروتستان شد که نوعی رفورمیسم و نهضت اصلاح طلبی محسوب می­شود. یکی دیگر از پیشتازان نهضت اصلاحی دینی «کالون» است که از نوز افراطی­تر است وی معتقد به تفکیک وظایف و اختیارات پاپ­ها و حکام سیاسی بود و می­گفت : «این حکم دینی است که کلیسا نباید در شئونات حکومت دخالت کنند زیرا به نفع مسیحیان است.

فصل چهارم

علل و زمینه­های ظهور سکولاریسم در غرب :

سکولاریسم در غرب، نشأت گرفته از مجموعه علل و زمینه­های خاص خود است که اکثر آنها در جوامع اسلامی وجود ندارند می­توان این زمینه­ها و عوامل را به دو دسته تقسیم کرد :

دسته­ای مربوط به کتاب مقدس و دسته­ای مربوط به عملکرد کلیسا.

دسته اول :

موارد ذیل را می­توان از مصادیق دسته اول شمرد.

فقدان یقین به وحیانی بودن انجیل، فقدان زمینه تحقق و ایجاد نظام­های اجتماعی در انجیل، تعارض محتوای انجیل با عقل و علم، موافقت انجیل با سکولاریسم، ظهور نظریه­های سنت ستیز درباه عهدین.


دسته دوم :

موارد ذیل را می­توان از مصادیق دسته دوم به حساب آورد.

استبداد دینی، توزیع ناعادلانۀ ثروت، مشاجره­ها و اختلاف­های درونی، جنگ­های صلیبی.

فصل پنجم

پیشینه و علل طرح سکولاریسم در جهان اسلام :

1- پیشینه :

برخی نویسندگان متمایل به سکولاریسم، سعی داشتند و دارند که تاریخ گذشتۀ مسلمانان را همراه با جریان سکولاریسم، با مفهوم دیانت از سیاست یا حکومت معرفی کنند.

حق آن است که فرآیند تفکیک دین اسلام از حکومت و مسایل سیاسی، بدون توجه به سکولاریسم و نظریه تفکیک سابقه امر طولانی در اسلام دارد و عملاً این اتفاق به شکل­ها متعددی رخ داده که تاریخ سلطه ظالمان در کشورهای اسلامی، خود گواه آن است، اما این فرآیند عینی مربوط به اندیشه سکولاریسم نیست، چراکه اولاً این حاکمان ظالم، قدرت را به نفع خود مصادره کرده بودند و نه مردم ثانیاً، همیشه عالمان حقیقی و شجاع، با آنها مخالف بودند، و ثالثاً همین ظالمان، معمولاً در کنار خود عالم یا عالمانی داشته­اند تا بر قوانین نظارت و آنچه را مخالف اسلام است به حاکم گوشزد کند.

این عملکرد، نشان دهندۀ تلازم اسلام با سیاست است، گرچه حاکمان هدف دنیوی از این کار داشتند. درباره پیدایش نظریه سکولاریسم در جهان اسلام نظریه­ای است. به نظر می­رسد شکل واضح مسأله سکولاریسم در جهان اسلام، از زمان مصطفی کمال در ترکیه پس از فروپاشی خلاف عثمانی، و نیز در مصر توسط علی عبدالرزاق پیگیری شد، با این که سکولاریسم عبدالرزاق حداقلی و سکولاریسم مصطفی کمال حداکثری بود.

در این عنوان یک نظریه، در زمان مشروطه و توسط برخی از روشن­فکران، تکون روشنی پیدا کرد. مصطفی کمال می­گوید : «پیغمبر ما به صحابه خود دستور داده است که ملت­های جهان را به دین اسلام درآوردند و فرمان نداده است که برای این ملتها حکومت برقرار کنند»

همزمان با جریان سکولاریسم در کشور ترکیه، علی عبدالرزاق در کتابچه­ای تحت عنوان الاسلام و اصول الحکم، با گرایش درون دینی و با توجه به آیات قرآن، به گمان خود دلایلی در نفی خلافت و حکومت دینی و اسلامی اقامه کرد که از همان زمان به شدت مورد مخالفت عالمان اسلامی قرار گرفت و از سوی عالمان مصر تکفیر شد.

در ایران هم در جریان مشروطه، با توجه به نتایجی که به بار داد، تعدادی از روشن­فکران غربگرای مخالف روحانیت، از نظریه سکولاریسم دفاع کردند. افراد مشهور این جریان، میرزا ملکم خان عبدالرحیم طالبوف، آخوندزاده، رستم الحکما و گروهی دیگر بودند.

علل :

در جهان مسیحیت، پس از رنسانس غیر ار ملحدان – که طبق مبانی اعتقاد خویش
می­توانند به راحتی از سکولاریسم حمایت کنند- گروهی از متکلمان مسیحی نیز آن را پذیرفتند و به ترویج آن همت گذاشتند. انگیزه این عده از روشنفکران مسیحی، نجات دین بود. آنان از سر دلسوزی و شفقت به جانبداری از سکولاریسم و تفکیک دین از حکومت و سیاست تن دادند، البته با توجه به کردارهای گذشته کلیساییان از یک سو، و ضعف مبانی کلامی و فلسفی دیانت تحریف کنندۀ مسیحیت از سوی دیگر، چنین رویکردی از جانب روشنفکران مسیحی جای تعجب ندارد.

تعجب از روشنفکران مسلمان است که با وجود قرآن و ستون احکام بسیار شفاف و واضح در عرضه­های مختلف اجتماعی و سیاسی، چرا از تفکیک اسلام و حکومت سخن
گفته­اند؟

در هر حال، برخی علل سکولار شدن تعدادی از روشنفکران مسلمان، از این قرار است :

1- جهل به مبانی اسلام و قلمرو آن :

گرچه برخی از این روشنفکران، درباره مسائل اسلامی، کتاب هم نوشته­اند، باور و ایمان به ستون کتاب و سنت و تفسیر صحیح و بدون انحراف و التقاط از آنها، مسأله­ای است که بسیاری از روشنفکران از آن محروم­اند.

2- جهل به مبانی سکولاریسم و خاستگاه و نتایج آن :

عده­ای در غرب شناسی و مفاهیم برخاسته از فرهنگ غربی، نگاهی قشری و جزئی دارند و بدون اینکه جایگاه یک مفهوم را در غرب با دقت درک کنند، آن را دوای درمان مشکلات جوامع خود می­دانند و این، خطایی فاحش است. نگاه آنها به سکولاریسم چنین رنگی دارد.

3- وابستگی سیاسی به غرب :

گروهی از روشنفکران را باید روشنفکرنما شمرد، چراکه غرضشان آلوده و قلوبشان منحرف است و جز پیاده کردن افکار غریبان طبق آنچه برای او دیکته کرده­اند، هدفی ندارند، اینان اغراض سیاسی و اقتصادی دارند. جمال ظاهری غرب، نه تنها چشمان آنها را کور کرده، که قلوب آنان را نیز میرانده است.

4- انتقام از رقبای خود :

تنها انگیزه­ای که برخی از روشنفکران دارند، مبارزه با رقبایی است که طرفدار حکومت و سیاست دینی­اند. اینها اگر گروه خود حاکم بودند، ابداً سخن از سکولاریسم نمی­زدند، اما چون به هر علت، کنار نهاده شدند، لاجرم به ظرفیت محدود خویش، به سوی افکار اجتماعی دین و مخالفت با حکومت دینی یا جزئی از آن گرویدند.

5- ضعف ایمان :

عده­ای از افراد موافق سکولاریسم، از نظر اصول اعتقادی خود، سکولار نیستند، اما شجاعت سخن گفتن از آن و حمایت از اسلام سیاسی را ندارند، چرا که در کشورهای زندگی می­کنند که حاکمان آنها چنین گرایش را به هیچ وجه برنمی­تابند و آن را به شدت سرکوب می­کنند. امروزه کم نیستند طرفداران اسلام سیاسی که در کشورهای اسلامی در زندان­ها به سر می­برند.


فصل ششم

انواع سکولاریسم در جهان اسلام :

سکولاریسم، نه از سوی یک نفر مطرح شده و نه در مقطع زمانی خاصی تکون یافته است. افراد بسیاری با علایق خاص و با توجه به توان علمی خود، از آن سخن گفته­اند و هنوز به یک معنای مورد توافق نرسیده­اند و همین، موجب پدید آمدن انواع سکولاریسم شده است که در ذیل به برخی از آنها در محدوده جهان اسلام اشاره می­کنیم.

1- جدا انگاری اسلام از حکومت :

با وجود سیره پیامبر (ص) و احادیث بسیار درباره حکومت اسلامی و آیات بسیاری از قرآن، دال بر لزوم تشکیل حکومت دینی، عده­ای از نواندیشان مسلمان، سخن از لزوم تفکیک مبانی دینی اسلام از حکومت سیاسی گفته­اند.

علی عبدالرزاق می­گوید : «ظاهر آیات قرآن مجید این گفته را تأیید می­کند که پیامبر (ص) در سلطنت سیاسی­شان و مقامی نبود و آیات چنین تأییدی بسیار است که عملکرد آسمانی او از حد پیام­رسانی – که از همه معانی سلطان و حاکم به دور است- تجاوز نکرده است».

آقای بازرگان می­گوید : «اصولاً نبوت و حکومت، دو امر یا دو شغل کاملاً مجزا و متفاوت، با دو منشأ یا دو مبنای مختلف غیرقابل تلفیق در یکدیگر بوده (اند)».

2- جدا انگاری اسلام از سیاست :

نوعی دیگر از سکولاریسم، که وسعت بیش­تری هم دارد، نه تنها معتقد به تفکیک اسلام از حکومت است، که اصولاً را تهی از مسائل سیاسی می­داند و هر چیزی را که مربوط به امور سیاسی مرسوم در کشورها باشد، جدا از اسلام می­انگارد. براساس این نگرش، اسلام می­تواند در مسائل عام اجتماعی دخالت کند و درباره مسائل فرهنگی جوامع نظر بدهد، به شرط آنکه از مسائل سیاسی، اجتناب کند. واژه لائیسم، نشانگر این نوع از سکولاریسم است که بسیاری از کشورها با صراحت از آن سخن می­گویند و مرام خویش را بر آنها نهاده­اند. از آن جمله، کشور ترکیه است که بر آن اصرار دارد و مخالفان آن را به سختی سرکوب می­کند.

3- جدا انگاری اسلام از جامعه و نهادهای اجتماعی :

نوعی افراطی­تر سکولاریسم، تفکیک دین از کلیۀ مسائل اجتماعی و نهادها و سازمان­های جامعه است. تمامی کسانی که معتقد به انزوای دین و و اختصاص آن به آخرت هستند، خواهان جدایی دین از تمامی مظاهر زندگی اجتماعی­اند. آقای سروش که طرفداران این نوع از سکولاریسم است، می­گویند :

«دینی که می­خواهد جاودان و خاتم باشد، راهی ندارد جز این که به هسته و رشتۀ مشترکی که آدمیان را در همه ادوار و اعصار به هم پیوند می­دهد، بچسبد و از فروع و حواشی و زوائد، صرف نظر کند وگرنه، جامه­ای خواهد شد برای یک جامعه و منطق­های خاص نه بیش­تر ... چگونه می­توان هم برای جامعه شبانی و هم کشاورزی و هم صنعتی و هم ما بعد صنعتی، قانون نوشت به نحوی که به همه بخورد و گره از کار همه بگشاید؟!

4- سکولاریسم مقطعی :

برخی، اصل دین را حق می­دانند و نیز اعتقاد به وسعت قلمرو دین، آن را برای اداره جامعه و تدبیر امور اجتماعی انسان، ثمربخش می­دانند، اما معتقدند مدیر و مدبر جامعه باید فردی معصوم باشد و افراد عادی و غیرمعصوم، حق اجرای دین در جامعه را ندارند. آنان
می­پذیرند که پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن مجتبی (ع) در شروع شکل­گیری و در زمان خود، حاکمان الهی جامعه بوده­اند، و نیز قبول می­کنند که حضرت ولی عصر- ارواحنا فدا- هنگام حضور و ظهور، مجری دین خدا خواهد بود، اما بین صدر و ساقه دین، جدایی می­اندازند و می­گویند دین باید تنها به دست انسان­های معصوم اداره شود که در صدر جامعۀ بشری قرار دارند، و افراد عادی- که در ساق آن واقع شده­اند- شایستگی چنین امری را ندارند.

5- سکولاریسم مصلحتی :

دلیلی که عده­ای از روشنفکران عرب و ایرانی، هنگام مطرح سکولاریسم اقامه می­کنند نه منشأ معرفتی دارند و نه دلیل محتوایی از آیات و روایات، اینان می­گویند با اوضاعی که هم اکنون در جهان حاکم است، ما می­توان تطبیق دین بر جوامع و ایجاد حکومت اسلام را نداریم و اگر هم درصدد چنین کاری برآییم اسلام ضربه خواهد خورد.

همچنین می­گویند در طول تاریخ هرگاه شخص یا گروهی در امور اجتماعی و حکومتی دخالت کرده از شأن و مقام و محبوبیت وی کاسته شده و حتی به دنبال آن، بدبینی و انزجار نیز به وجود آمده است. چنین دخالتی از سوی دین، چهره قدسی و متوالی آن را از بین خواهد برد و مردم نسبت به آن بدبین می­شوند و طهارت و ارزش دین، مخدوش و آلوده می­شود بنابراین باید امور دنیوی را به دست طالبان و مشتاقان آنها وا گذاشت و دین را به صورت دوست داشتنی و ارزشمند حفظ کرد.


6- سکولاریسم اسلامی :

برخی از افراد، سخن از امکان تحقق سکولاریسم اسلامی زده­اند. تعدادی از این افراد، به اکثر مبانی سکولاریسم به شرط تعدیل آنها، وفادارند و معتقدند اگر فرهنگ غرب را استثنا کنیم و به تهذیب و اصلاح مفاهیم بپردازیم، می­توانیم سکولاریسم اسلامی بنا نهیم.

دکتر حسن حنفی، متفکر چپ­گرای مصری، سکولاریسم را پدیده­ای مربوط به تمدن غرب و به معنای جدایی کلیسا از دولت می­داند و معتقد است سکولاریست­های غرب، همگی مسیحی­اند. به همین دلیل، نهضت­های اسلامی سکولاریسم را طرد کرده و چنین فرایندی سبب درک غلط از نیت اسلام با سکولاریسم شده است. او معتقد است اسلام جوهره­ی سکولاریستی دارد، اما نباید سکولاریسم اسلامی را با غربی، یکسان پنداشت. سکولاریسم اسلامی امری درونی و برخاسته از ذات و ماهیت اسلام است و نیازی نیست که مسلمانان یا اعراب، سکولاریسم غربی را که برخاسته از مبانی دیگر و زائیده تحولات خاص جوامع اروپایی است، از آنها اقتباس کنند.

برخی دیگر، به نوعی خاص و متفاوت، خواسته­اند میان سکولاریسم و حکومت دینی، سازش برقرار کنند و بگویند می­توان، ولو به شکل موقت، سکولاریسم اسلامی بنا نهاده و این در صورتی است که خود مردم بخواهند حکومتی بر پایه ارزش­ها و احکام اسلامی تأسیس کنند. طراحان این اندیشه می­گویند : «وقتی در جامعه­ای اکثریت افراد بگویند ما در عین اینکه می­دانیم باورهای دینی، بالفعل قابل تشخیص نیستند و هیچ دلیلی بر صدق و کذبشان وجود ندارد، به این باورها دلبستگی داریم و همان­ها را مبنای حکومت خود می­دانیم و می­خواهیم در جامعه­ای که خودمان آن را می­سازیم، باورهای دینی مبنای تصمیم­گیریهای جمعی باشد. در این صورت می­توان حکومت دینی داشت. (که بر مبنای باورهای دینی است) به نحوی که با سکولاریسم هم ناسازگاری نداشته باشد.»

فصل هفتم

مبانی سکولاریسم :

منظور از مبانی، عبارت از پایه­هایی است که هم اکنون زیربنای سکولاریسم و مبنای مفهوم فعلی و غربی آن شمرده می­شوند.

1- عقل­گرایی :

نظریه سکولاریسم، بر این پایه استوار است که عقل آدمی برای پاسخ دادن به مسائل جامعه و حل منازعات موجود در امور دنیوی، کفایت می­کند. در واقع، چنین رویکردی که هیچ مجالی را برای دین در صحنه اجتماعی نپذیریم و عقل را حاکم بلاتنازع بر جوامع بشری و نهادهای اجتماعی بدانیم، نوعی مخالفت با آن چیزی شمرده می­شود که در قرون وسطا مرسوم بود.

در قرون وسطا به اتکای کتاب مقدس، عقل و عاقلان، سرزنش می­شدند و این زمینۀ رشد عقلانی را از بین می­برد و برای عقل – خصوصاً در مواردی که دین با صراحت یا کنایه، نظر داده- هیچ ارزشی در نظر گرفته نمی­شد.

راسیونالیسم تأکید می­کند که انسان می­تواند با عقل خویش، مسائل خود را، هم در حیطه علوم طبیعی و هم در عرصه علوم انسانی، حل و فصل کند و در این راستا هیچ نیازی به وحی و آموزه­های دینی ندارد.

2- علم محوری :

یکی از مبانی مهم سکولاریسم، علم محوری «سیانتیسم» است. علم­گرایی به معنای خاص، معیار صحت و خطا را حس و تجربه می­داند و دیگر راه­ها را یا برنمی­تابد یا مخصوص عالم آخرت می­داند. رابطه علم­گرایی با سکولاریسم آن قدر قوی است که برخی از عرب­های معاصر واژه علمانیت را ترجمه آن قرار داده­اند تا حکایتگر علم و دانش باشد (علمانیت مشتق از علم است و در نتیجه، دعوت به سکولاریسم، دعوت به علم­گرایی است به شکلی که شخص سکولار، گرایش به علم بشری و تجربی پیدا می­کند و علم غیرتجربی را دست کم در امور دنیوی و معیشتی، ناکارآمد یا غیرقابل اعتماد می­داند).

سیانتیسم واکنشی است افراطی و عکس­العملی نه چندان منطقی، در مقابل تئوریهای کلیسا و عملکرد آن در منبع دانش و نیز خشونت با دانشمندان بود. تجربه­گرایی دوره­هایی را طی کرد و به حد افراطی رسیده است، فرانسیس بیگن، پایه­گذار رسمی تجربه­گرایی، می­گوید : «طبیعت از هر استدلالی قوی­تر است ای فرزندان من! تمام این فلسفه­های انتزاعی را به یک سو نهید و تنها به اشیا دل ببندید!»

به دین نیز به عنوان یک شیء نگریسته شد. مذهب، یونان موضوعی صامت، مورد مطالعه قرار گرفت تا جایی که برخی به دین و اخلاق نیز، هویتی سکولار دادند و آن را چون ابزار نگریستند که اگر بر معیشت انسان طبق روش تجربه­گرایی، مفید افتاد، باقی بماند و گرنه ناگزیر باید در گوشه­ای آرام گیرد و سرفرو برد.

3- لیبرالیسم :

دیانت مسیحیت با دخالت خود در نظام­های اجتماعی، آزادی­های مشروع مردم را تحدید و تضییق کرده بود، این محدودیت­ها را به دین نسبت می­داد و انسان­ها را مکلف می­دانست که بپذیرند تنها وظیفه آنان، اطاعت کورکورانه از خدا، آن هم به روایت و قرائت ارباب کلیسا است.

در مقابل این جریان، رویکردی پیدا گشت که انسان را از هر قید و بندی، به شکل مطلق آزاد می­دانست و این اندیشه بروز کرد که اگر دین در جامعه و نظام اجتماعی و سیاسی دخالت کند، جایی برای آزادی مردمان باقی نمی­ماند. پایه لیبرالیسم، بر آزادی اکثریت جامعه استوار است، در حالی که طبیعت دین برخواست خدا و برداشت عالمان دینی متکی است، پس آشتی میان آن دو ناممکن است و حتی اگر بیش­تر مردم هم مسلمان باشند، از نظر منطقی، مسلمانی، مساوی با انتخاب خواست خدا نیست.

رویکرد حاکم بر برخی از جوامع فعلی مسلمانان، دلیل مناسبی برای این ادعا است که در انتخاب­های خود، رضایت و خواست خدا را در نظر نمی­گیرند. لیبرالیسم، تا زمانی که دین در عرصۀ جامعه وارد نشود و به عنوان امری قلبی و فردی باقی بماند، مخالفتی با آن ندارد، اما تأکید می­کند که در صحنه جوامع بشری، هیچ چیز از جمله دین نباید آزادی را تحدید کند.


4- تکثّر گرایی :

یکی دیگر از مبانی و زیر ساختهای سکولاریسم، پلورالیسم است. پلورالیسم یا همان تکثّرگرایی، با مفهوم غربی­ای که دارد، بیش­تر ریشه در نسبیت معرفت و عدم وصول قطعی به حقیقت و دین خاص دارد و براساس آن هیچ­کس حق ندارد دین خود را حق مطلق، و ادیان دیگر را باطل فرض کند.

از طرف دیگر، اگر دین حاکم باشد، به آرای مخالف خود حق بروز و ظهور نمی­دهد و تکثّر را برنمی­تابد، چراکه مودینی تنها خود را مطلق می­داند و احکام خویش را سزاوار اجرا می­پندارد. پس حال که چنین است، آنچه باید به نظام­های اجتماعی مشروعیت ببخشد، دین نیست بلکه بشر باید با بهره­گیری از عقل و دانش خود، به تدبیر امور همت گمارد، اموری که اشتراک همه بشر است و توان امتناع همگان را دارد.

البته باز بر این نکته باید اشاره کرد که پلورالیسم نیز، جریانی مخالف با انحصارگرایی ارباب کلیسا بود که پشتوانه عقلی و دینی کافی نداشت. ویژگی­های پلورالیسم، طبق روایت جان هیک، از این قرار است :

 1- تفسیر غیرسنتی از اعتقادات و کتاب مقدس و اعتقاد به توسعۀ رستگاری به غیر مسیحیان.

2- تردید در استدلال­های عقلی برای برتری دین مسیح و تمسک به تجربه دینی به جای استدلال عقلی.

3- تمسک به اصول اخلاقی مدرن در مورد تساهل و ردّ تعصب.

4- تأکید بر اصول مشترک در ایمان شخصی، به ویژه گرایش درونی به حق.

5- انسان محوری :

مسیحیت قرون وسطا، معتقد بودند که انسان با هبوط آدم، در ذات و فطرت خود به معصیت و انحطاط آلوده شده و از جانب خویش، راهی برای نجات و گریز از این مهلکه ندارد، جسم و جان و دنیای انسان شرورند. ایمان و تقوا و عقل بشری توان نجات انسان را ندارند. وقتی منجی عیسی علیه السلام است که با قربانی کردن خود، کفاره گناهان مؤمنان شده است عکس­العمل چنین روندی، به ظهور انسان محوری افراطی یا همان اومانیسم انجامید.

گرچه در ابتدا اومانیسم حالتی اعتدالی داشت و به این شعار معروف شده بود که «کامل باشد و سالم باش و به تن و جان، توانا باش و فرصت را برای رشد و نمو در این جهان غنی، از دست مگذار» ولی بعدها انسان، مدار همه چیز و خالق همۀ ارزش­ها و ملاک تشخیص خیر و شر شد یعنی غیر از انسان از ارادۀ او، اخلاق و فضیلتی وجود ندارد و در صحنۀ اجتماع، یگانه مرجع نهایی، منافع دنیوی و خواست او است به همین سبب، در تعریف اومانیسم آمده است : «اومانیسم، حالت و کیفیتی از نظر تفکر است که براساس منافع بشری و کمال مطلوب و به جای اصول مذهبی و الهیات استوار است» حقوق­گرایی و تکلیف ستیزی نیز، در راستای اومانیسم قرار دارند.

استوار نیست، بلکه بر مبنای حقوق طبیعی افراد بنا نهاده می­شود. انسان از آن حیث که انسان است، یک سلسله حقوق طبیعی دارد و برای قانون­گذاری نیازمند غیر خود نیست و منشأ حقوق، وجدان و آرای مردم است که در راستای منافع خویش دست به انتخاب می­زنند. شرایع موجود در ادیان، در بردارندۀ منافع مادی و دنیوی انسان­ها نیست و لذا نمی­توان از آنها بهره برد.

6- فردگرایی :

منظور از فردگرایی، نوعی انسان شناسی است که به فرد، استقلال و شخصیت می­دهد. سکولاریسم، آمیخته با درکی مبتنی بر اصالت فرد انسان است و این بدان مفهوم نیست که جنبه اجتماعی انسان نادیده گرفته شود، بلکه منظور آن است که باید حقوق، آزادی­های فردی، حق مالکیت و امنیت مال و جان انسان حفظ شود و فرد به طور طبیعی واجد این حقوق است و هیچ حکومتی حق محدود کردن آن را ندارد، بلکه تمامی نهادها و سازمان­های اجتماعی، باید در خدمت فرد و رعایت حقوق او باشند. روشن است که چنین قرائتی از فردگرایی، با حاکمیت دیانت بر بشریت در صحنه جامعه، ناسازگار است.

7- مکانیستی انگاری جهان :

جهان از نظر بسیاری از فلاسفه قرن هجدهم، به مثابه ساعتی عظیم و ماشینی متشکل از اجزا است و این اجزا به گونه­ای در کنار یکدیگر چیره و منظم شده­اند که به طور خودکار کار خود را طبق نظامی خاص، انجام می­دهند. از دیدگاه این افراد خداوند خالق جهان است نه مدیر و مدبر آن. جهان چونان ساعتی است که ساعت ساز، آن را ساخته و رها کرده و بدون حضور و دخالت ساعت ساز ساعت به حرکت خود را ادمه می­دهد. خود انسان باید
برنامه­ریزی کند و دوش خود را حیات دنیوی پی نهد.


8- تقدس­زدایی :

یکی دیگر از زیرساختهای سکولاریسم – که از عقل­گرایی افراطی برآمده-  تقدس زدایی است، بدین معنا که هیچ شخص و چیزی نمی­تواند مقدس باشد، به شکلی که نقدپذیرند. چنان که تمامی برداشت­ها از کتب آسمانی و حتی خود همین کتاب آسمانی،
نمی­توانند از زیرتیغ شود عقل به در روند و چون متدیان، اعتقادی قوی به فنون دینی و عالمان دینی خود دارند و آنها را محفوظ از نقد و اشکال می­پندارند، راه امام ماندن اعتقاد و تقدس آنها، تنها درگه و انحصار در امر آخرت است تا بتوانند به حیات پنهان و نیمه­جان خود ادامه دهند.

ماکیاولی، یکی از پیشتازان سنت گریزی است و بسیاری از نویسندگان متأخر او را الگو قرار داده­اند و از روی تبعیت کرده­اند. در نگاه ماکیاولی، نظام سیاسی بر قدرت استوار است و اخلاق و دین در آن جایگاهی ندارد وی معتقد است دولت، یک پدیده طبیعی است که بر آینده تکامل اجتماعی در برخی نهادهای اجتماعی در گذر زمان است و در نتیجه، ارتباطی به ماورای طبیعت ندارد و قوانین اخلاقی در آن نقش ندارد. تنها نقشی که وی برای دین قائل است، این است که می­تواند ابزاری در دست حاکمان باشد تا در مواقع ضروری، برای حفظ صیانت حکومت مورد بهره­برداری قرار می­گیرد.

9- نوگرایی :

منظور، نوگرایی اعتدالی نیست، بلکه نوعی سنت گریزی است که در بردارنده نوعی دین زدایی باشد سکولاریسم بر پایه فرهنگ جدیدی استوار است که در آن، جایی برای نظام فکری، اجتماعی برخاسته از دین نیست. قوام فرهنگ جوامع سکولار، به تحول، تطور و
سنت­زدایی استوار است.

انقلاب همه جانبه در غرب موجب پدیدار شدن نوگرایی در همه زمینه­ها شد و رفته و رفته از آن غولی ساختند که آنچنان ابهت و عظمت و حقانیت دارد که هیچ جریانی تاب مقاومت در مقابل آن را ندارد و از طرف دیگر از سنت چهره­ای ساختند که فاقد هرگونه­ای کارایی و فایده است کهنه­ای است که به درد زمانه نمی­خورد، وصله­ای است که جز در موارد ضروی برای درمان آلام روحی به کار نمی­آید پس به طور قطع، سنت که مجموعه آداب و رسوم ملی و مذهبی است، باید از صحنه­ی اجتماع، رخت بربندد و در گوشه­ای عزلت اختیار کند.

باربود در تأثیر نوگرایی بر دین می­نویسد : «در مجموع، فلسفه­ی تاریخ نویی مطرح شده بود که قایل بود انسان در همین زندگی فقط به مدد تلاش خود به کمال دست خواهد یافت و تکنولوژی، منشأ این رستگاری خواهد بود و این به قول کارل بکر یک نوع معاداندیشی معاش آمیز یا آخرت اندیشی دنیاپرستی بود.

به عبارت دیگر، تجلی و تجسم تازه­ای از مدینه الهی و آسمانی بر روی زمین تصور
می­کردند که علم و پیشرفت مادی خود به خود خوشبختی و فضیلت به بار می­آورد انسان
می­توانست بهشت را برای خود بر روی زمین بسازد.

در این اندیشه، بر این نکته اشاره شده که دیانت نمی­تواند جلوی خوشبختی دنیای انسان را بگیرد و انسان می­تواند میان دنیا و آخرت جمع کن و معاد اندیش معاش آمیز شود.


پیشنهاد :

با توجه به حساسیت موضوع سکولاریسم و تأثیرگذاری آن بر عقیده و عمل، لازم است این بحث، توسط هیئتهای علمی، از زوایای گوناگون، مورد بررسی قرار گیرد، چراکه سکولارها با رویکرد مختلفی به آن پرداخته­اند.

رابطه علم و قرآن و به تعبیر دیگری، مفهوم علم اسلامی باید روشن باشد، هنوز فرهیختگان حوزه و دانشگاه، به نظر واحدی در این باره می­رسیده­اند.


منابع و مأخذ :

قرآن و سکولاریسم، اسدی نسب، محمدعلی.

جامعه شناسی غرب­گرایی، دکتر تقوی، علی محمد.

فرهنگ کامل انگلیسی به فارسی، ج 5، آریان­پور کاشانی، عباس.

حکومت دینی، واعظی، احمد.

فلسفه دین، جعفری، محمدتقی.

تاریخ فلسفه سیاسی، ج 1، پازادگاد، بهاءالدین.

نسبت دین و دنیا، آیه الله جوادی آملی.

ظهور و سقوط لیبرالیسم غرب، آربلاستر، آنتونی.

مبانی معرفت دینی، حسین زاده، محمد.

تفکر عصر جدید در اروپا، رحیمی، علیرضا.

علم دین، باربور، ایان.

پادشاهی خدا، بازرگان، مهدی.

مقاله معنا و مبنای سکولاریزم، سروش، عبدالکریم.

ناکامی در تبیین معنا و مبنای سکولاریسم، همتی، همایون.

مجموعه آثار، مطهری، مرتضی.


چکیده :

مفهوم لغوی سکولاریسم، دنیوی و عرف­گرایی است و معنای مصطلح آن، نزد افراد یکسان نیست، اما بیش­تر، در عدم دخالت دین در امور اجتماعی و سیاست و حکومت و نهادهای آن به کار می­رود.

در پیدایش نظریۀ سکولاریسم پنج نظر ذکر شده و باید گفت سکولاریسم با مفهوم غربی آن، نتیجۀ تلاش اسقف جان ویکلیف و دیگران در قرن شانزدهم است.

زمینه­ها و علل ظهور و رشد سکولاریسم، عبارت است از فقدان یقین به وحیانی بودن انجیل، فقدان زمینۀ تحقق و ایجاد نظام­های اجتماعی از کتاب مقدس، تعارض محتوای انجیل با عقل و علم، موافقت انجیل با سکولاریسم، ظهور نظریه­های سنت ستیز دربارۀ عهدین، استبداد دینی، توزیع ناعادلانۀ ثروت، مشاجره­ها و اختلاف­های درونی و نیز جنگهای صلیبی.

پیشینۀ گرایش به سکولاریسم در جهان اسلام از نظر سیاسی، در ترکیه و توسط مصطفی کمال، به صورت رسمی مطرح شد و از نظر فکری، همان زمان در مصر و توسط علی عبدالرزاق در کتاب الاسلام و اصول الحکم بیان شد.

از علل رویکرد روشنفکران مسلمان به سکولاریسم، از این قبیل است : جهل به اسلام و مبانی آن، جهل به مبانی و لوازم سکولاریسم، وابستگی سیاسی به غرب، قصد انتقام از رقبای خود و نیز ضعف ایمان.


سکولاریسم انواعی دارد، همانند جداانگاری اسلام از حکومت، جداانگاری اسلام از سیاست، جداانگاری اسلام از جامعه، سکولاریسم مقطعی، عده­ای نیز سکولاریسم اسلامی را مطرح کرده­اند. مبانی و زیرساختهای سکولاریسم، عبارت است از عقل­گرایی، علم­محوری، لیبرالیسم، پلورالیسم، اومانیسم، فردگرایی، مکانیسم انگاری جهان، تقدس زدایی و مدرنیسم.

 


فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                                                    صفحه

چکیده

مقدمه ................................................................................................................ 1

فصل اول- مفهوم سکولاریسم

سکولاریزاسیون و فرق آن با سکولاریسم .............................................................. 5

جمع­بندی معنای لغوی سکولاریسم ...................................................................... 5

فصل دوم- نظریه معنای سکولاریسم و مفهوم اصطلاحی آن

امر دنیوی ........................................................................................................... 6

فرآیند سکولاریزاسیون ......................................................................................... 6

استقلال آموزش .................................................................................................. 7

تفکیک دین از سیاست ........................................................................................ 7

منع دین از دخالت در امور اجتماعی .................................................................... 7

مکتب سکولاریسم .............................................................................................. 7

فصل سوم- نظریه­های مختلف در پیدایش سکولاریسم

فلاسفه یونان ...................................................................................................... 9

ارسطو ............................................................................................................... 9

کتاب آسمانی انجیل ............................................................................................ 9

قدیس اگوستین .................................................................................................. 10

جان ویکلیف ..................................................................................................... 10

فصل چهارم- علل و زمینه­های ظهور سکولاریسم در غرب

فصل پنجم- پیشینه و علل طرح سکولاریسم در جهان اسلام

پیشینه ................................................................................................................ 12

علل ................................................................................................................... 13

فصل ششم- انواع سکولاریسم در جهان اسلام

جداانگاری اسلام از حکومت ............................................................................... 16

جداانگاری اسلام از سیاست ................................................................................ 16

جداانگاری اسلام از جامعه و نهادهای اجتماعی ..................................................... 17

سکولاریسم مقطعی ............................................................................................. 17

سکولاریسم مصلحتی........................................................................................... 18

سکولاریسم اسلامی ............................................................................................ 19

فصل هفتم- مبانی سکولاریسم

عقل­گرایی .......................................................................................................... 20

علم­محوری ........................................................................................................ 21

لیبرالیسم ............................................................................................................ 22

تکثرگرایی .......................................................................................................... 23

انسان محوری ..................................................................................................... 24

فردگرایی ........................................................................................................... 25

مکانیستی انگاری جهان ....................................................................................... 25

تقدس زدایی....................................................................................................... 26

نوگرایی ............................................................................................................. 26

پیشنهاد .............................................................................................................. 28

منابع و مأخذ ...................................................................................................... 29


بسم­الله الرحمن الرحیم

 

سال نوآوری و شکوفایی

 

موضوع :

سکولاریسم

 

تهیه کننده :

نسرین رئیسی روزبهانی

 

 

دبیرستان 15 خرداد (1)

شهرستان بروجرد

 

 

بهمن 87

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1388ساعت 13:14  توسط گروه معارف   | 

مقدمه

حسین (ع) درخشش باورهای الهی انسانی در طول تاریخ است همو که در شب تیره ظلم بنی امیه چنان تابید که پرده از رخ تمامی جهالت ها و سیاهیها زدود . همو که خونش دشت تفتیده ی کربلا را سیراب کرد به گونه ای که همکنون از پس قرنها باز هم لاله های گلگون عشق به فضایل و نیکی ها ، از برکت وجودش شکوفا می شوند و عطر حضورش به فضای هر خانه ای راه پیدا کند، اهل آن را مستانه تا عرش خدا به پرواز در می آورد .

هنوز فرق شکافته نور دیده اش علی اکبر (ع) و دستان بریده برادرش قمر بنی هاشم دلها را متلاطم می کند و دلهای خسته ما را با خود هم نوا می سازد تا از سویدای جانمان بسراییم

« السلام علیک عَلَی العطشان بکربلا »

به رسم سپاس از آن همه رشادت و ایثار و کرامت و بزرگواری ، برگ سبزی را به آستان بی مثال او و خاندان دل سوخته اما سربلندش تقدیم می دارم باشد که اجابتی اندک ، بسیار اندک باشد به ندای « هَل مِن ناصر ینصرنی » او و آغازی دوباره برای تلاش در راه مجاهدتهایش .

 

« ان شاءا... »


بی تردید تفحص و پژوهش در هر موضوعی نیاز به مقدماتی برای طرح اصولی مبحث مورد نظر دارد که بیان آنها به پی ریزی صحیح موضوع و تبیین بیشتر آن کمک می نماید از آنجا که محور اصلی در این مقاله تبیین نقش تربیتی قیام عاشوراست ، بجاست قبل از ورود به اصل بحث به اجمال درباره ی پاره ای مسائل به ویژه تربیت و عوامل موثر در آن و شیوه های مطلوب تربیت مختصراً سخن گوییم .

 

« تربیت »

این کلمه از نظر لغوی برگرفته از ریشه «رُبوّ» به معنای زیادت و فزونی و رشد و بر آمدن         می باشد[1].

و اما از جهت اصطلاحی در بحث تربیت انسان ، مفهوم واژه تربیت بر پرورش دادن استعدادهای انسانی یعنی فراهم کردن زمینه رشد استعدادهای آدمی دلالت می کند .

راغب می نویسد : ربّ در اصل به معنای تربیت و پرورش است یعنی ایجاد کردن حالت پس از حالت دیگر در چیزی تا به حدّ نهایی و تام کمال خود برسد[2] .

و آنچه در تربیت روی می دهد همین مفهوم است . بنابراین تربیت رفع موانع و ایجاد مقتضیات است برای آنکه استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود .

اکنون به یاری خدا برآنیم تا به بررسی نقش تربیتی قیام عاشورای حسینی بپردازیم تا از این گذر دریابیم که این قیام چه تاثیری در رفع موانع و ایجاد مقتضیات لازم برای کشف استعدادهای انسان داشته است و پیروی از حسین (ع) چگونه به رشد توانمندیهای انسان و تقویت او برای برطرف کردن موانعی که در مسیر پر خطر زندگی بر سر راه خود می بیند مساعدت می کند ؟ به عبارت دیگر چه ویژگی هایی در سید و سالار شهیدان و قیام بی مثال او وجود دارد که ـ علیرغم گذشت زمان طولانی از این حادثه خطیر ـ می تواند سرنوشت انسانها را دگرگون کرده آنها را به گونه ای شایسته تربیت نماید .

 

« عوامل موثر بر تربیت »

مقصود از عامل تربیت هر پدیده ای است که بر روند رشد و بالندگی آدمی اثر گذار باشد[3] به عبارت دیگر : « عوامل موثر در تربیت عواملی اند که در شکل گیری شخصیت و حالت انسان و ساختار تربیتی او تاثیرات مستقیم یا غیر مستقیم دارند[4] » .

عوامل مهمی را که غالباً علمای تعلیم و تربیت به عنوان عوامل موثر در تربیت انسان مطرح       می کنند دو عامل وراثت و محیط است گر چه اعتقاد به تاثیرات کمی و کیفی این دو عامل مورد اتفاق اینگونه دانشمندان نیست اما در عین حال تاثیر این عوامل در تربیت انسان امری است که غالباً به آن معتقدند .

در تعلیم و تربیت اسلامی گر چه به این دو عامل اهمیت داده می شود ولی عوامل تربیت را تنها محدود به دو عامل وراثت و محیط نمی داند بلکه عواملی چون اراده ، عوامل ماوراء طبیعت ، سختیها و شدائد ، کار و .... را نیز در تکوین شخصیت آدمی موثر می دانند[5] که البته بررسی آنها در این مجال نه تنها ممکن نیست بلکه ضروری هم نمی نماید اما آگاهی از آنها ما را در برنامه ریزی صحیح و دقیق برای تربیت خویش و در نتیجه نسل حاضر مساعدت می نماید .

 

« روش تربیتی برتر »

از اساسی ترین و کاربردی ترین مباحث حوزه مسائل تربیتی مبحث روشهای تربیت است گاهی مقصود از روشهای تربیتی مشرب ها و مکاتب تربیتی است مانند مشربهای اخلاقی ـ عرفانی ـ فلسفی و تجربی و گاهی منظور از آن راهکارها و دستمایه هایی است که به وسیله آن اهداف تربیتی در فرد و جامعه پیاده می گردد[6] .

مقصود ما در این پژوهش معنای دوم است .

برخی ازا ین روشها در تربیت اسلامی عبارتند از : روش الگویی ، روش محبت ، روش تذکر ، روش عبرت ، روش موعظه روش توبه ، روش ابتلا و امتحان ، روش مراقبه و محاسبه ، روش تشویق و تنبیه ، روش تکریم[7] و ...

و اما اکنون سوال این است که :

 

بهترین روش تربیتی کدامست ؟

از بررسی های انجام شده چنین بر می آید که روش الگویی در تربیت و مقوله های مشابه آن از موثرترین شیوه هاست این روش به لحاظ عملی در تربیت بسیار کارساز است . در آغاز راه تربیت یعنی دوران کودکی ، کودک در روند هوشی و اجتماعی بیش از هر چیز از الگوهای خود تاثیر می پذیرد و رفتار و برخوردهای خود را براساس نوع رفتار والدین و مربیان شکل می دهد .

تاثیر شخصیت الگوها در شکل گیری رفتار آدمی ناشی از علل و عواملی است که از جمله مهمترین آنها فطری بودن الگوپذیری و الگوطلبی در نهاد آدمی می باشد .

آنان که دل در گرو تعلیم و تربیت صحیح و شایسته فرزندان خویش دارند باید توجه کنند که ارایه یک الگوی مناسب مهمترین تبلیغ عملی برای توسعه شایستگی ها و فضائل اخلاقی در جامعه است .

از منظر قرآن کریم نیز این روش مورد اهتمام واقع شده است . در جای جای این کتاب ارزشمند هدایت علاوه بر اینکه صفات و معیارهای تشخیص فرد اسوه بیان شده ، الگوها و نمونه های عینی هدایت نیز معرفی گردیده اند و در عین حال مومنان به تلاش برای اسوه شدن ترغیب گردیده اند .

قرآن کریم از متقین و مفلحین و عبادالرحمن ، مهتدین و ... سخن می گوید و حالات روحی و ظاهری و زندگی مادی و معنوی اینگونه انسانها را به تصویر می کشد مانند آنچه درباره ی صاحبان اندیشه ی ناب (اولوالالباب) در سوره آل عمران بیان فرموده است[8] .

معصومین (ع) نیز به صور گوناگون به معرفی و ارائه الگو برای هدایت پیروان خویش پرداخته اند گاه صفات نیکان را بیان کرده و گاه در قالب سفارش و وصیت به اصحاب و فرزندان خود بیاناتی فرموده اند  وبدین طریق به تبیین صفات و ویژگی های افراد شایسته پرداخته اند این همه مزید بر رفتار و کردار عملی ایشان در عرصه زندگی است . ایشان در پاره ای از کلامشان به طور صریح شیعه را به پیروی از خود تشویق و به تاسی واقعی فرا خوانده اند مانند آنچه علی (ع) درباره ی پیامبر اکرم (ص) می فرماید :

« فَتَأَسَّ بنبیِّکَ الاطهر »[9]

از پیامبر پاک و پاکیزه ات (ص) پیروی کن

از آنچه گفته شد چنین بر می آید که روش الگویی در میان روشهای گوناگون تربیتی برترین و موثرترین شیوه تربیتی است و برترین الگوهای ما شیعیان نیز اهل بیت معصومین (ع) هستند اکنون یک سوال مهم ذهن هر فرد اندیشمندی را به خود مشغول می کند که بررسی اجمالی آن به نظر مفید فایده است و آن اینکه : آیا اکنون پس از گذشت بیش از یکهزار و چهار صد و اندی سال از حضور اهل بیت عصمت و طهارت (ع) باز هم می توان   معصومین (ع) را الگوی جوان امروز و جامعه کنونی دانست و از آنها پیروی نمود ؟ و اما پاسخ ...

قرآن کریم که کتاب هدایت است با پند و اندرزهای خویش ما را به سوی حق رهنمون می شود و به صورت بسیار بارز و مبرهن طی آیات نورانی متعددش با معرفی « اسوه برتر » ما را به پیروی از او فرا می خواند آنجا که می فرماید : « لَقَد کانَ لکم فی رسول الله اسوهٌ حسنهٌ لِمَن کانَ یَرجواللهَ و الیومَ الآخِر و ذَکَرَ الله کثیراً »[10] . « به تحقیق رسول خدا برای شما نمونه نیکویی است ، برای هر کس که امید به خدا و روز جزا دارد و بسیار یاد خدا می کند » .

چند نکته درباره ی این آیه قابل تامّل است :

1- در این آیه رسول خدا برای بندگان خدا که انتخاب احسن شیوه زندگی آنهاست به عنوان الگو و نمونه برتر معرفی می شود و این یکی از وجوه تمایز اسلام با ادیان غیر آسمانی است .

2- الگو بودن پیامر (ص) محدود به عصر و دوره خاصی نیست چرا که آیه می فرماید لِمَن کانَ یَرجوُ ... و نفرموده للمومنین یا للمسلمین فی عصر رسول ا... و یا تعبیر دیگری که نشانگر محدودیت زمانی باشد و ما نیز اکنون جزء لمن کان یرجو .... محسوب می شویم .

3- آیات بسیار دیگر در قرآن کریم موجودند که ما را به اطاعت از رسول خدا (ص) فرا           می خوانند که در واقع مکمل و موید این آیه اند از جمله آیات 32 و 132 آل عمران و نیز آیات 13 و 59 سوره مبارکه نساء که در آنها از مشتقات ریشه اطاعت (اطیعوا ، یُطِع و ...) استفاده شده است .

پس :

« اسلام برای هدایت انسانها به سر منزل مقصود و سیر از ملک تا ملکوت در قالب کلمات به صورت قرآن ظهور یافته و در قالب اعمال به صورت اسوه حسنه »[11]

و این اسوه حسنه را به نیکی و وضح معرفی فرموده است و نیک می دانیم که جانشینان به حق حضرت رسول (ص) نیز به تاکید روایات متعدد رسیده از حضرتشان (همچون حدیث ثقلین و غدیر و منزلت و ...) و به نص صریح قرآن کریم که ما را به اطاعت از اولوالامر فرا خوانده اند از این قاعده مستثنی نبوده و به یقین پیروی از ایشان ، به همان اندازه مورد توجه حضرت باری تعالی و موجب سعادت بشر است و قدر مسلم محدود به زمان و مکان خاصی نیست زیرا آنچه انسانیت انسان را به اثبات می رساند شرایط و مقتضیات زمان نیست که تغییر می پذیرد بلکه روح او و کسب کمالات انسانی است که در معصومین (ع) متجلی بوده و هست لذا هر کسی به دنبال آن است که به بالاترین نقطه انسانیت عروج کند ، کافی است به سیره و سنت قولی و عملی آنها ژرف بیندیشد و عمل کند تا چونان پیروی راستین خود را نه در حد آنها بلکه در حد توان خویش به قله سعادت و سربلندی نزدیک نماید و هذا هوالمطلوب

 

ارکان اساسی در الگوپذیری از معصومان (ع)

برای تاسی از الگوهای برجسته حداقل چهار رکن لازم و ضروری به نظر می رسد که عبارتند از :

1- معرفت       2- محبت        3- اطاعت و تسلیم       4- همسانی در باورها

 

1- معرفت

انتخاب فردی برجسته که بتواند ما ار در سفر پر خطر زندگی آنچنان هدایت و دستگیری کند که به نقطه اوج شایستگی هایمان برسیم ـ به عنوان اولین و اساسی ترین شرط ـ مستلزم شناخت و آگاهی کافی و وافی نسبت به زوایای وجودی اوست .

لازم است بدانیم او چه ویژگی هایی دارد و در عرصه های گوناگون زندگی چگونه عمل   می کند و در یک کلام سیره و سبک و روش او را بشناسیم تا امکان پیروی و تاسی از او را فراهم آوریم . البته ناگفته پیداست که اقتدا به یک فرد فقط در جهاتی امکان پذیر است که این امر مقدور باشد لذا پیروی از ائمه در ویژگی های خاص که اختصاص به آنها دارد مثل عصمت و ... ممکن نیست اما می توان تا آنجا که مقدور ماست از سبک و سیاق آنها در زندگی پیروی نمود گر چه رسیدن در حدّ ایشان امری محال می نماید حضرت امیر (ع) در خطاب به عثمان بن حنیف می فرماید :

« بدان که پیشوای شما بسنده کرده است از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرصه نان را خوردنی خویش نموده بدانید که شما چنین نتوانید کرد لیکن مرا یاری کنید به پارسایی و ـ در پارسایی ـ کوشیدن و پاکدامنی و درستی ورزیدن »[12] .

سیر در دریای ناپیدا کرانه کلمات معصومین (ع) ما را به احادیث بیشماری در زمینه ضرورت شناخت امام رهنمون می سازد که بی گمان این همه اصرار و پافشاری برای شناخت آن بزرگواران جز به خاطر بهره مندی از آن خزانه داران علم الهی که مظهر رحمت بینهایت حقند نیست جهت جلوگیری از اطاله کلام به بیان نمونه ای از این احادیث اکتفا   می شود :

ابوحمزه گوید : امام باقر (ع) به من فرمود :

« همانا خدا را کسی پرستد که او را بشناسد ، هر که خدا را نشناسد او را اینگونه (مانند عامه از مردم) گمراهانه می پرستد ، عرض کردم قربانت گردم معرفت خدا چیست ؟ فرمود : باور داشتن خدای عز و جل و باور داشتن پیغمبرش و دوست داشتن علی (ع) و پیروی از او و ائمه هدی (ع) و بیزاری جستن به خدای عز و جل از دشمن ایشان اینچنین خدای عز و جل شناخته می شود »[13]

چنانکه از این حدیث بر می آید شناخت امام وسیله شناخت حق تعالی است . طبق روایات شناخت امام نشانه ایمان[14]است و مردم برای عدم شناخت ایشان معذور نیستند[15] و لاجرم باید در شناخت ایشان بکوشند . در نصوص رسیده از اهل بیت (ع) فردی که امام را بشناسد معتدل ، و بی معرفت به احوال ایشان ستمگر معرفی شده است[16] .

هر آن کس بخواهد راه اعتدال بپوید و ظلم به نفس خویش ننماید و کینه و دشمنی را از دل بزداید بر اوست که در راه شناخت آن بزرگواران و سیره او روش آنها بکوشد که رسول گرامی (ص) فرمود : به وسیله ماست که خداوند دلهای شما را پس از کینه و دشمنی با هم ، به یکدیگر پیوند و الفت می دهد[17] .

طبعاً این معرفت در تاسی واقع بینانه و معقول بسی کارساز است . بی تردید در باره ی قیام عاشورا که محور اصلی این پژوهش است زمانی آثاری تربیتی می توان انتظار داشت که معرفت کاملی نسبت به شیوه و عملکرد حضرت ابا عبدا... الحسین (ع) به افراد و به ویژه دانش آموزان داده شود . باید برای آنها روشن کنیم که چه شد که امام (ع) با اینکه یقین به شهادت خود و اهل بیتش داشت باز هم راهی کربلا شد ؟ مگر پس از رحلت پیامبر (ص) ـ در حالیکه فقط 60 سال از هجرت رسول اکرم (ص) می گذشت و هنوز اصحاب پیامبر (ص) در میان مردم بودند ـ چه تحول فرهنگی رخ داده بود که حضرت را واداشت که برای حفظ کیان اسلام بلکه برای احیای اسلام راستین قدم به قتلگاه کربلا بگذارد و از قربانی کردن شش ماهه خود هم ابا نکند مگر ابوبکر و عمر و عثمان و پس از ایشان معاویه چه بر سر جامعه اسلامی آورده بودند که امام را گریزی جز این نبود که با خون خود و اهل بیتش به پیکر بی جان اسلام حیاتی دوباره بخشد ؟ بی تردید روشن شدن زوایای این قیام می تواند تحولی عظیم در دلهای مسلمین پدید آورد و آن ها را از عزاداری ناآگاهانه و عامیانه ـ گر چه آن هم به سهم خود تحوّل آفرین است ـ به عزاداری آگاهانه و پویا بکشاند که ثمرش احیاء دین در قلوب انسانها و جاری شدن احکام و معارف اسلام در زوایای مختلف زندگی آنها باشد .

 

2- مودت

عشق و محبت اکسیری است الهام بخش و قهرمان ساز . عشق قوای خفته را بیدار و نیروهای بسته را آزاد می کند ، نفس را تکمیل و استعدادهای حیرت انگیز باطنی را ظاهر  می سازد . از نظر قوای ادراکی الهام بخش و از نظر قوای احساسی ، اراده و همت را تقویت می کند و آنگاه که در جهت عِلوی متصاعد شود کرامت و خارق عادت به وجود می آورد ، عشق تصفیه گراست و رذایل نفسانی ناشی از خودخواهی و یا سردی و بی حرارتی را از بین می برد و حقدها و کینه ها را زایل می کند و در یک کلام عشق حصار خودپرستی را  می شکند ، تا انسان از خود بیرون نرفته ، ضعیف است و ترسو و بخیل و حسود و بدخواه ، کم صبر و خودپسند و متکبر و روحش برق و لمعانی ندارد ، نشاط و هیجان ندارد همیشه سرد و خاموش است اما همینکه از (خود) پا بیرون نهاد و حصار خودی را شکست این خصائل و صفات زشت نیز نابود می شود[18] .

از کلمات وزین علامه شهید مطهری در می یابیم که زندگی پویا و فعال که انسان را متکامل      می سازد بدون وجود عشق و محبت در سویدای جانش ، امکان پذیر نخواهد بود . محبت و مودت محرک انسان در تمامی عرصه هاست و هیچ امری بدون عشق و محبت به انجام و کمال خویش نمی رسد به گونه ای که حضرت ختمی مرتبت (ص) در دعای خویش به درگاه الهی عرضه می دارند :

« الهی ، محبت خودت را محبوترین چیزها نزد من گردان و ترس و خشیت از خودت را ترسناکترین چیزها در نظر من قرار ده »[19] .

بدیهی است که در الگوپذیری از یک مقتدا و رهبر نیز نمی توان نقش محبت و مودت به وی را نادیده انگاشت چرا که رسول خدا (ص) می فرماید : « المَرءُ مَعَ مَن أَحَبَّ »[20] : «انسان با کسی همراه است که او را دوست دارد . »

نیروی محبت در جهان اعجاز می کند . البته اگر  محبت ، راستین باشد عامل اصلی فلاح است و به دنبال خود اطاعت می آورد . به یقین پیامبر گرامی اسلام (ص) با عنایت به همین موضوع ـ که علاقه و محبت اطاعت آور است ـ اجر رسالت خویش را مودت قربی قرار دادند . آن بزرگوار نیک می دانستند که دوستی و پذیرش ولایت اهل بیت (ع) باعث تخلق به اخلاق ایشان خواهد شد و در نهایت موجب رستگاری مسلمین است چنانکه درباره ی محبت به خود هم فرمودند :

« مَن أَحیا سنتی فَقَد أَحَبَّنی وَ مَن أَحَبَّنی کانَ مَعی فی الجنّه » [21]

« هر کس سنت مرا زنده سازد بی گمان مرا دوست دارد و هر کس مرا دوست بدارد در بهشت با من خواهد بود » .

حضرت رحمه للعالمین (ص) در این حدیث به زنده کردن سنت نبوی به عنوان نشانه دوستی حضرتشان اشاره می کنند و نیک می دانیم که احیای سنت چیزی جز عمل به گفته ها و پیروی و تاسی از اعمال و رفتار آن بزرگ در عرصه زندگی نیست و هذا هو المطلوب

نکته شایسته توجه اینکه : انگیزه این محبت به پیامبر (ص) و اهل بیت بزرگوارشان که توانسته در دل پیروان ایشان تحولی عظیم ایجاد کند و آنچنان که در تاریخ آمده[22] آنان را به افرادی برگزیده مبدل سازد ریشه در معرفت آنان به آن ارواح مطهره دارد . محبتی که نه به سبب رفع احتیاجات مادی و معنوی و ارضاء خواسته های روانی بلکه از روی آگاهی و معرفت به محبوب در دل و جان انسان ریشه دوانده و تبدیل به یک باور و اعتقاد قلبی شده، محبتی اصیل که محبوب را جزئی از محب قرار داده و عامل فعال و توجیه کننده شخصیت او می شود و چنان انگیزشی در او ایجاد می کند که وارد عرصه عمل گشته و کسب رضایت محبوب را نصب العین خویش قرار می دهد[23] .

پس مودت نتیجه ی معرفت است و ثمره ی این مودت حقیقی اطاعت خواهد بود اکنون سوال این است که چه کمالی در وجود بزرگان دینی ما وجود دارد که روح کمال طلب ما را ارضاء می کند و فرد را محبوب ما قرار می دهد . علامه جعفری (ره) در پاسخ به این سوال چنین می فرمایند :

« قدر مسلم نسب و نژاد و یا جمال و زیبایی شکل و اندام نمی تواند چنین حالتی را در وجود ما شکل دهد و محبتی تحول آفرین در ما ایجاد نماید و حتی هوش و استعداد و تعقل و دریافت و تجسم و اراده قوی و فعال را نیز ـ گر چه بهترین وسایل کمالند ـ نمی توان کمال مطلوب و جاذبی برای دل در گرو کسی داشتن قرار داد زیرا در تاریخ بسیاری از انسان ها را می شناسیم که صاحب چنین استعدادهایی بوده اند اما وحشت انگیزترین ویرانگری های تاریخ بشری به وسیله همین پدیده ها و نیروها بوده است[24] .

خداوند رحمان به زیبایی به ذهن های پرسشگر ما پاسخ می دهد :

« اِنَّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن وُدّاً »[25]

« کسانیکه ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند ، به زودی (خدای) رحمان برای آنان محبتی (در دل ها) قرار می دهد » .

بدین ترتیب آنچه محبت آفرین است ـ براساس آیه مذکور ـ ایمان و عمل صالح فرد است . و چه کسی از حضرت ختمی مرتبت و خاندان گرامیش در این زمینه سزاوارتر است تا مورد محبت واقع گردد چنانکه درباره ی حضرت امیر (ع) می بینیم که مورد توجه دوست و دشمن بوده تا جایی که همگی زبان به ستایش شخصیت بزرگ و ارجمندش باز کرده اند[26] .

درباره حضرت اباعبدا... الحسین (ع) نیز این امر ساری و جاری است اگر معرفت کامل و جامعی از ایشان به دست آید محبتی همراه اطاعت دلهای مسلمین را در بر می گیرد و دیگر فقط به گریه و مویه بر مصیبت عاشورا ـ گر چه به سهم خویش عامل تربیت بشر و ارزشمند است ـ اکتفا نخواهند کرد .

 

3- اطاعت و تسلیم :

آنچنان که گفتیم تسلیم و اطاعت یکی از ثمرات محبت است و اگر ما آنچنان که مدعی هستیم محبت به اهل بیت (ع) داریم باید علائم و نشانه های این مودت در عمل ما پدیدار گردد که در غیر این صورت مشرک محسوب شده جزء مومنین به حضرت حق تعالی محسوب نمی شویم که رسول گرامی اسلام (ص) در خطاب به خدیجه فرموداند :

« ای خدیجه ، پس از من علی ابن ابیطالب حجت خدا بر شماست ، کفر به او کفر به خدا و شرک به او شرک به خداست ، شک نسبت به (ولایت) او شک در خداست و بی ایمانی به او بی ایمانی به خدا و انکار او انکار خدا و ایمان به او ایمان به خداست زیرا برادر و وصی رسول خداست و امام است ... »[27]

پس علی (ع) و حسین (ع) و ... حجت ما بر مسلمانی مان هستند و اگر نباشد اطاعت از ایشان ، مودت و معرفت ، نسبت به آن بزرگان ادّعایی دروغین بیش نیست .

 

4- همسانی در باورها

یکی دیگر از ارکان اساسی در پیروی از اسوه حسنه همسانی و هماهنگی در باورهای فرد متربی با مربی و اسوه و الگوی خویش است . بی تردید این همسانی کمک شایانی به فرد در پیروی از مقتدای خویش می کند و در صورت عدم وجود باروهای مشترک تاسی امری تقریباً غیر ممکن به نظر می آید . هر چه میزان هماهنگی اسوه و متاسی در باورها بیشتر باشد فرد در اقتدا به اسوه خویش موفقتر خواهد بود .

روانشناسان نیز بر اهمیت این موضوع و اثر آن در یادگیری صحه گذارده اند :

« در انتخاب سرمشق برای یادگیری از راه مشاهده دو نکته مهم را باید در نظر گرفت نخست اینکه بین سرمشق و سرمشق گیرنده باید نوعی سنخیت یا شباهت وجود داشته باشد ... پژوهش های مختلف نشان داده اند که هر چه از این لحاظ بین سرمشق و سرمشق گیرنده شباهت بیشتری وجود داشته باشد یادگیری از راه مشاهده بهتر صورت می گیرد »[28] .

شاید عمده مشکل جوانان ما علاوه بر عدم شناخت کافی از الگو ، عدم شناخت باورهای خویش است به عبارت دیگر « معرفت نفس » مشکل اساسی جوانان ماست پس اگر ما توقع پیروی از اهل بیت (ع) را داریم به جاست که زمینه را برای شناخت هر چه بیشتر جوانانمان نسبت به ارزشهای خودشان به عنوان یک فرد ایرانی و به نحو اولی یک مسلمان فراهم آوریم . در اینکه جوان پاکدل و پاک سرشت ، از صمیم دل به اهل بیت (ع) ( در صورت ایجاد معرفت صحیح ) عشق می ورزد هیچ تردیدی نیست اما اگر در وجود خویش همسانی در باورهایش با ایشان برسد قدر مسلم در پیروی و اطاعت از ایشان ـ که ثمره اش «تربیت» است ـ دجار تردید نخواهد شد پس باید کوشید که از طرق متعدد از جمله (مبارزه با نفس و مظاهر آن ـ مبارزه با جهل ـ تلاش برای معرفت بیشتر الگو و ... ـ به این هماهنگی و همسانی بیفزائیم .

 

بررسی پاره ای از شبهات در تاسی از معصومان (ع)

توفیق برای حصول به اهداف متعالی ، مستلزم توجه به آفتها و دشواریهایی است که محتمل است گربیانگیر سالک راه شود و عدم اهتمام به این موانع به قیمت هرز رفتن تلاشهایی است که شخص برای رسیدن به مطلوب خویش با مشقات فراوان مبذول داشته است . به یقین در امر مهمی چون اقتدا به معصومان (ع) نیز نباید این مساله مورد بی توجهی واقع شود که در غیر اینصورت صدمات جبران ناپذیری به پیکر تربیت دینی ـ که به وسیله تاسی از معصومان (ع) در صدد دستیابی به آنیم ـ وارد خواهد شد . لذا بجاست که برخی از  آسیب ها و دشواریها در این راه را ـ در حد توان ـ بررسی کنیم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید .

 

 

1- فرا انسانی جلوه دادن الگوها

مقصود از فرا انسانی جلوه دادن الگو ، قرار دادن الگو در چنان حدی از تقدس و رفعت مقام است که فرد متربی را به این باور برساند که میان او و مقتدایش فرسنگها فاصله وجود دارد به گونه ای که تصور می کند همانندی با او امری محال است .

اگر در پیروی از مکتب امام حسین (ع) باور داشته باشیم که ایشان ساحتی اینگونه دارند که دستیابی ما به آن غیر ممکن است نباید انتظار اثر تربیتی از ایشان و قیامشان بر مسلمین داشته باشیم. نیک می دانیم که قرآن درباره ی رسول خدا (ص) نیز فرمودند « قل انما انا بشر مثلکُم »[29]

بگو من فقط بشری هستم همچون شما ، پس امام حسین (ع) هم از این قاعده مستثنی نیست .

 

2- تاریخی جلوه دادن الگوهای دینی

به زعم برخی الگوها اموری زمانی اند ؛ هر الگو در زمان خاصی می تواند واجد خاصیت الگویی باشد یعنی افزون بر آنکه پیام و نمادی از اهداف تربیتی را ارائه می دهد ، مصداق مطلوب و قابل اقتباس آن را نیز به نمایش می گذارد . اما هنگامی که آن برهه ی زمانی سپری می شود کارآیی الگو یک تنها در حد ارایه یک پیام و نماد تربیتی فرو کاسته می شود[30] .

از این سخن چنین بر می آید که ما اسوه فرا تاریخی نداریم و هر الگو ، اسوه ی عصر خویش است . حضرت علی (ع) اسوه عدالت است اما اسوه مصادیق عدالت در آن عصر ، ابا عبدا... الحسین اسوه فداکاری و رشادت است اما فقط برای عصر خویش ، در طرد این نظریه ناصحیح باید به تفکیک دوام قائل باشیم :

1- شرایط زمانی و مکانی زندگی الگو              2- اصل و جوهره زندگی الگو

طبیعی است که اصل و جوهره در سیره یک الگو امری ثابت و لایتغیر است و آنچه یک فرد را شایسته پیروی می کند حسنات و فضائل اخلاقی و انسانی است که چون از سرشت پاک و فطرت الهی سرچشمه می گیرد همچون سرچشمه لایتغیر خود ، هرگز تغییر نمی کند . فرد عادل صادق ، امین و ... همیشه در اذهان مردم ستوده شده بوده و هست چون اصل عدل، صدق و امانت داری     و ... ریشه در فطرت الهی انسانهای پاک دارد که امری تغییر ناپذیر است ولی آنچه تغییر می کند شرایط زمانی و مکانی است که طبعاً بر اثر گذشت سالها آن شرایط نیز محتوّل گشته است . آنچه امام حسین (ع) و قیام او را انسان ساز می نماید رویکردی است که در آن به جهت فضائل برتر مبارزان و یاران ایشان در این عرصه متجلی شده است که هر چند ایام بسیار بر آن بگذرد باز هم پویا و زنده می ماند پس برای تربیت و تاثیر گذاری این نهضت کافی است معرفت لازم را نسبت به آن در افکار و دلهای مسلمانان بگستریم .

گذشته از مسائلی که در این باب طرح شد آسیب ها و مشکلات دیگری در زمینه تاسی از الگوهای برتر وجود دارد مانند : کاستن از منزلت الگو ـ تعمیم غیر معقول از رفتار الگوها ، کلی گویی از زندگی الگو پردازش مبهم و گاه متناقض از الگو ، استناد به ساحت های غیر قابل دسترس از الگو که به جهت جلوگیری از اطاله کلام از شرح و تفصیل آنها چشم پوشی می شود امید که همه ما پیروان راستینی برای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) باشیم .

      ان شاء ا...

« والسلام علی من اتبع الهدی »

نتیجه گیری :

از آنچه گفته شد چنین بر می آید وقتی می توان از قیام عاشورا و حرکت انقلابی امام حسین (ع) درس گرفت و با استفاده از آن جوانان و نوجوانان را تربیت نمود که : آگاهیهای لازم در این زمینه به آنها داده شود تا زمینه مودت و محبت حقیقی را فراهم آورده و در نتیجه مطیعانه سر به آستان اهل بیت (ع) فرود آوریم و بدینگونه به قله سعادت و سربلندی دست یابیم . بی تردید شناخت شبهات و تردید ها در زمینه پیروی از ائمه (ع) ـ و بویژه امام حسین (ع) که مبحث اختصاصی این پژوهش است ـ می تواند کمک شایانی به پرورش و تربیت نسل کنونی بنماید .

 

 

  و من الله التوفیق

محبوبه یوسفی یگانه


فهرست منابع

1- قرآن کریم

2- لسان العرب ، جمال الدین محمد بن مکرم ، ابن منظور ، چاپ اول ، بیروت ، دارصادر 1997م.

3- مفردات الفاظ قرآن، حسین راغب اصفهانی، مترجم، سید غلامرضا خسروی حسینی،ج 2

4- تربیت اسلامی با تاکید بر دیدگاه های امام خمینی (ره) ، محمد رضا شرفی ، چاپ اول ، نشر پنجره ، 1379 .

5- سیری در تربیت اسلامی ، مصطفی دلشاد تهرانی ، موسسه نشر و تحقیقات ذکر ، چاپ سوم ـ زمستان 77

6- مبانی تربیت و اخلاق اسلامی ، علی فایضی ، محسن آشتیانی . نشر روحانی ، قم 1375

7- روش های تربیت ، سید مهدی موسوی کاشمری ، چاپ اول ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم .

8- اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان ، مصطفی عباسی مقدم ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی .

9- المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه (با پیوست نهج البلاغه) ، محمد دشتی ، سید کاظم محمدی

10- سیره نبوی ، مصطفی دلشاد تهرانی ، دفتر اول ، چاپ اول ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1373 هـ . ش .

11- اصول کافی ، ابوجعفر کلینی ، انتشارات علمیه اسلامیه ج 1 ، با شرح و ترجمه حاج سید جواد مصطفوی .

12- شرح نهج البلاغه ، ابن ابی الحدید تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، داراحیاء الکتب العربیه

13- امالی ، ابوعبدالله محمد بن محمد بن النعمان العکبری البغدای (شیخ مفید).

14- جاذبه و دافعه علی(ع) مرتضی مطهری، انتشارات صدرا،چاپ چهاردهم، 1372 هـ . ش

15- کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال ج 2 ، علامه هندی (علاء الدین المتقی بن حسام الدین)

16- امالی ، ابوجعفر محمد بن الحسن الطوسی ، انتشارات دارالثقافه ، قم

17- الجامع الصغیر ، جلال الدین عبدالرحمن ابن ابی بکر السیوطی ، دارالفکر ، چاپ اول ،   1401 هـ .

18- تحفه الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب ، حاج شیخ عباس قمی ، تحقیق سید جعفر حسینی و علی محدث زاده دارالکتب الاسلامیه چاپ اول تهران 1370 .

19- رجال حول الرسول ، خالد محمد خالد ، انتشارات دارالفکر ، دمشق ، چاپ دوم 1995م

20- بحارالانوار ، محمد باقر مجلسی،چاپ دوم، بیروت،داراحیاء التراث العربی 1403 هـ . ق

21- ترجمه و تفسیر نهج البلاغه محمد تقی جعفری ، چاپ دوم ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1371 هـ .ش

22- تفسیر البرهان ، بحرانی ، ج 1

23- روانشناسی پرورشی ، علی اکبر سیف ، چاپ شانزدهم ، تهران نشر آگاه، 1375 هـ . ش

24- مقاله آسیب شناسی روش اسوه پردازی ، کتاب تربیت اسلامی ، کتاب ششم ، نشر تربیت اسلامی چاپ اول ، تابستان 80 .

 



1- ابن منظور ، جمال الدین محمد بن مکرم ، لسان العرب ، ج 3 ، چاپ اول ، بیروت دارصادر 1997 م ، ص 29 .

2- راغب اصفهانی ، حسین ، مفردات الفاظ قرآن ، مترجم : خسروی حسینی ، سیدغلامرضا ، ج 2 ، ص 40

1- شرفی ، محمد رضا ، تربیت اسلامی با تاکید بر دیدگاه های امام خمینی (ره) ، چاپ اول ، نشر پنجره ، 1379 ، ص 81

2- دلشاد تهرانی ، مصطفی ، سیری در تربیت اسلامی ، موسسه نشر و تحقیقات ذکر ، چاپ سوم ، زمستان 77 ، ص 99

3- فایضی ، علی ، آشتیانی ، محسن ، مبانی تربیت و اخلاق اسلامی ، نشر روحانی ، قم ، 1375 ، ص 137

1- ر . ک . موسوی کاشمری ، سید مهدی ، روش های تربیت ، چاپ اول ، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ص 13

2- ر . ک . عباسی مقدم ، مصطفی ، اسوه های قرآنی و شیو ههای تبلیغی آنان ، چاپ اول ، تهران ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی ، ص 46

1- سوره آل عمران /191-194

1- دشتی ، محمد ؛ محمدی ، سید کاظم ، المعجم المفهرس الالفاظ نهج البلاغه (با پیوست نهج البلاغه) ، خ 160

2- احزاب / 21

1- دلشاد تهرانی ، مصطفی ، سیره نبوی ، دفتر اول ، چاپ اول ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، 1373 هـ . ش . ص 19

1- دشتی ، محمد ، محمدی ، سید کاظم ، پیشین ، نامه 45 .

2- کلینی ، ابوجعفر ، محمد بن یعقوب بن اسحاق ، اصول کافی ، انتشارات علمیه اسلامیه ، ج1 ، با ترجمه و شرح حاج سید جواد مصطفوی ، ص 254 ، ح 1 .

3- همان ، ص 255 ، ح 2

4- ر . ک . ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم ، داراحیاء الکتب العربیه ص 373

1- ر . ک . کلینی ، کافی ، پیشین ، ج 1 ص 214 ، ح 1

2- شیخ مفید ، ابوعبدالله محمد بن محمد بن النعمان العکبری البغدادی ، امالی ، ص 251 ، ح 4 .

1- ر . ک . مطهری ، مرتضی ، جاذبه و دافعه علی (ع) ، اشنتارات صدرا ، چاپ چهاردهم ، 1372 ، ص 49-52

1- علامه هندی ، علاء الدین المتقی بن حسام الدین ، کنزالعمال فی سنن الاقوال و الافعال ، ج 2 ص 182 ، ح 3648

2- الطوسی ، ابوجعفر محمد بن الحسن (م / 460) امالی ، انتشارات دارالثقافه ، قم ، ص 621 ، ح 1281

3- السیوطی ، جلال الدین عبدالرحمن بن ابی بکر ، الجامع الصغیر ، دارالفکر ، چاپ اول ، 1401 ، ج 2 ، ص 558

1- ر.ک . قمی ، حاج شیخ عباس ، تحفه الاحباب فی نوادر آثار الاصحاب . تحقیق : حسینی ، سید جعفر ، محدث زداه ، علی ، دار ، الکتب الاسلامیه ، چاپ اول ، تهران 1370 ص 45 ، و نیز : خالد ، محمد خالد ، رجال حول الرسول ، انتشارات دارالفکر . دمشق چاپ دوم . 1995 م ـ 1416 . ص ص 67-68 ، نیز مجلسی ، محمد باقر ، بحارالانوار، پیشین ج 40 ، صص 281-282 و ...

2- ر . ک. جعفری ، محمد تقی ، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، صص 35-41 .

3- ر . ک . همان صص 35-41 .

1- مریم /96

2- ر.ک . به مطهری ـ مرتضی ، جاذبه و دافعه علی (ع) انتشارات صدرا

1- بحرانی ، تفسیر البرهان ، ج 1 ، ص 523 .

2- ر.ک علی اکبر سیف ، روانشناسی پرورشی ، چاپ شانزدهم ، تهران ، نشر آگاه ، 1375 هـ ش ، ص 438

1- کهف / 110

2- ر.ک . حاجی ده آبادی ، محمد علی ، مقاله آسیب شناسی روش اسوه پردازی در تربیت دینی ، کتاب تربیت اسلامی ، کتاب ششم ، نشر تربیت اسلامی ، چاپ اول ، تابستان 80 ، صص 13-138

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1388ساعت 13:11  توسط گروه معارف   | 

 

 

 

موضوع :

قیام عاشورا و نقش تربیتی آن بر دانش آموزان

 

 

پژوهشگر

محبوبه یوسفی یگانه

 

گروه الهیات و معارف اسلامی

 

آموزش و پرورش بروجرد

 

 

زمستان 87


 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1388ساعت 13:10  توسط گروه معارف   | 

فهرست

عنوان                                                                                             صفحه

مقدمه......................................................................................................................... 1

مفهوم تربیت از نظر لغوی و اصطلاحی......................................................................... 2

عوامل موثر بر تربیت.................................................................................................... 3

روش تربیتی برتر........................................................................................................ 4

ارکان اساسی در الگوپذیری از معصومان (ع).................................................................. 8

1-    معرفت........................................................................................................... 8

2-    مودت........................................................................................................... 11

3-    اطاعت و تسلیم............................................................................................. 14

4-    همسانی در باورها......................................................................................... 15

بررسی پاره ای از شبهات در تاسی از معصومان (ع)..................................................... 16

1-    فرا انسانی جلوه دادن الگو.............................................................................. 17

2-    تاریخی جلوه دادن الگوهای دینی.................................................................... 17

نتیجه گیری............................................................................................................... 19

فهرست منابع............................................................................................................ 20

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1388ساعت 13:9  توسط گروه معارف   | 

مقدمه :

در جهان امروز گروهی از مردمان (از جمله ممالک غرب) با پیشرفت علوم مختلف و توانایی های بی حد و حصر علم در گروه گشایی از مشکلات بشری ، اصالت محض را به «علم» داده اند و آن را بعنوان تنها راه نجات خویش برگزیده اند . در مقابل در طول تاریخ همواره مردمان دیگری نیز وجود داشته اند که «دین» را برای برخورداری از زندگی سعادتمندانه کافی دانسته اند و با بی اهمیت جلوه دادن همه مسائل دنیایی حتی «علم» در اعتقادات خوی اصالت مطلق را به دین بخشیده اند .

اما در این میان اسلام بخصوص شکل حقیقی آن یعنی مکتب «تشیع» «علم و دین» را بعنوان دو بال نیرومند برای پرواز انسان به سوی کمال مطلق خویش که همان قرب به حضرت حق است معرفی می کند و پرداختن به هر یک بدون توجه به دیگری را آفتی برای سعادت و نیکبختی انسان به حساب می آورد . اما نکته بسیار مهمی که در این میان هرگز نباید آن را فراموش کرده نقصان علم نسبت به دین است چرا که «دین» توسط خالق توانای هستی وضع شده که او هم آگاه و مسلط بر همه جزئیات وظایف آفرینش است و همه آنها برای سعادت انسان در دنیا و آخرت لازم است را می داند ، اما «علم» حاصل تلاشهای پیگیر «انسان» برای آگاهی یافتن به اسرار آفرینش و ارائه راه حل برای مشکلات زندگی بشری است .

بر این اساس «علم راهی را می پیماید که در انتهای آن راه «دین» قرار گرفته است و هر روز که جانفشانی های بشر در راه گشودن اسرار علمی حیات به نتیجه ای جدیدتر می رسد ، صحت و کمال دستورات دینی ، آشکارتر می گردد .

بدین ترتیب بشریت وظیفه دارد با ابراز قدرتمندی که «علم» در اختیار او قرار می دهد و در راه روشن و صراط مستقیمی که «دین» فرا راهش گذاشته است حرکت کند و مدارج کمال را مرحله به مرحله  طی نماید .

چکیده مطالب

معارف دینی از چشم انداز ادبیات : (تأثیرپذیری اشعار بهار از قرآن)

1.      ذکر آیات با الفاظ و معنی کامل

2.      تغییر در کلمات آیه ها

3.      اشاره تلمیحی به پیامبران و اقوام آنها

v     معارف دینی و علوم پزشکی :

تأثیر عقاید دینی بر سلامتی انسان

یاد پروردگار ، شفابخش بیماران

v      معارف دینی و روانشناسی :

اعتقادات مذهبی افراد ، کنترل درونی آنها را ارتقاء می دهد .

شفابخشی قرآن از منظر علوم پزشکی

الف – تأثیر قرائت قرآن بر کاهش درد ، اضطراب و افسردگی .

ب – تأثیر آموزه های قرآن بر بهداشت روانی فردی و اجتماعی بشر .

معارف دینی از دیدگاه علوم تربیتی :

آداب مسلمانی از دریچه علم ؛ «چشم چرانی»

v      معارف دینی از دیدگاه تغذیه :

قاعده اعتدال در غذا خوردن

آداب غذا خوردن و دستور به خوردن نمک .

نمک از دریچه علم

v      معارف دینی و کیهان شناسی

قرآن و علوم کیهان شناسی

آیات مربوط به حرکت خورشید

اول مفسران قدیم

دوم مفسران و صاحبنظران جدید :

 الف – جرکت انتقالی خورشید در درون کهکشان راه شیری .

ب – حرکت انتقالی خورشید همراه با کهکشان .

ج – حرکت وضعی خورشید به دور خود .

د – ادامه حیات خورشید تا زمان معین .

هر- حرکات درونی خورشید .

v      معارف دینی و باستان شناسی

نامهای مبارکی که حضرت نوح (ع) به آنها توسل جست .

معارف دینی و تکنولوژی مدرن «رایانه» .

معارف دینی از چشم انداز ادبیات

آنچه در زیر آمده نمونه هایی از تأثیرپذیری اشعار بهار از آیات قرآن می باشد .

1 ذکر آیات با الفاظ و معنی کامل :

ز دار فانی بگرفت ره سوی باقی                                                     که گفته است خدا کل من علیها فان

« کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام»[1]

و الله خیر المـاکرین گفت حـق                                                     رو مــکـــر و افـــســون مــکــن

«و اللهُ خیرٌ الماکرین»[2]

غم  نیست گر خصم از ریا ، گیرد خطا بر انقیا    

                                                                     گیــرند زندیقـــان خطــا ، بر قــل هو الله احد

« قُل هو اللهُ احد » [3]

2 تغییر در کلمات آیه ها :

این تغییر ، بیشتر برای هماهنگی با وزن و قافیه شعر صورت می گیرد که در دیوان بهار نمونه هایی از آن موجود است :

              اگر در قعــر دریا ماهی ای کور                                  بـرون آر ســر از این معــدن نور

              بشر هم این بــرد از سّر بیچون                                  تعــالی وصــفه عمـــا یقــولون

سُبحانهُ و تعالی عمّا یَصِفون [4]

             ناصر ملت نمود فتحی بس نامدار                                 هزار فتح قریــب هذا نصر مبین

«و اخری تحبونها نصرٌ منَ  اللهِ و فتحٌ قریب .[5]

3 اشاره تلمیحی به پیامبران و اقوام آنها :

لازم به توضیح است ، «تلمیح» فقط به مفهوم نام بردن از پیامبران نیست ، بلکه لازم است در ژرف ساختن آن ، تشبیه و تناسب بین مطلب و داستان وجود داشته باشد .

            به گرد تپــه ناکامی چهــل سال                                 گذر چــون موسـی عمران گرفتم

در این بیت ، شاعر علاوه بر اشاره به داستان مفصل سرگردانی و ناکامی قدم موسی (ع) در بیابان ، خود را به  آن ها تشبیه می کند .

« ادخلوا الارضَ المقه سه .... قالوا یا موسی إنَّ فیها قوماً جَبّارینَ و إنا لَن نَدخُلَها ..... فانّها مُحَرَّمَهُ عَلَیهم أَربعینَ سَنَه یتیهونَ فی الارض .....[6]    

در بیان مثال های دیگر ، جهت رعایت اختصار ، با ذکر نام برخی پیامبران ، فقط به مفهوم ابیات و شماره آیات اشاره می کنیم :

 

 

v     آدم و حوّا (هبوط از بهشت)

بهار در برخی از ابیاتش رنج و زحمت خود را در این دنیا ، نتیجه اشتباه حضرت آدم و حوا و طرد آنها از بهشت می داند که تلمیحی است به ماجرای آدم و هوا و اخراج آنها از بهشت که خدا در قرآن[7] از آن یاد فرموده است .

v     ابراهیم (ابراهیم و آتش)

آتش که نمرود برای سوزاندن ابراهیم (ع) به پا کرد و به فرمان خدا تبدیل به گلستان شد ، نمادی برای نشان دادن حرارت بسیار ، آتش بزرگ ، سرخی و .... شده است .

شاعر در وصف مسیر بین تهران تا کاشان ، قنات و سایه میان راه را ، در گرمای شدید به گلستان ابراهیم (ع) و آتش نمرود تشبیه کرده است .

همچنین در وصف راه مشهد تا تهران و پناه بردن به آتش نیز ، سرما را مثل نمرود و خود را مثل ابراهیم (ع) می انگارد که سرما او را در آتش انداخته است .

v     ایوب ( ایوب و صبر)

بهار منعقد است که آدمی در کشاکش روزگار ، باید داستان صبر ایوب را بخواند و از آن عبرت بگیرد .

v     داوود (نرم بودن آهن در دست داوود «آهنگر»)

شاعر در دیوانش رسیدن به هنر و کمال را در گرو شاگردی و دانش آموزی می داند و برای این مقصود از شغل داوود (آهنگری) نام می برد که اشاره ای به معنای آیه 10 سوره سباء در مورد نرم بودن آهن برای داوود و ساختن زره آهنی می باشد .

معارف دینی و علوم پزشکی:

تأثیر عقاید دینی بر سلامتی انسان:

نتایج به دست آمده از تحقیقات گسترده در مورد کشف رابطه سلامتی روحی و جسمی انسان با باورهای دینی او ، امروز بیش از هر زمان دیگر ، محققان پزشکی را بر این امر واقف نموده است ک ارتباط معنوی انسان با پروردگار یکتا و انجام پیوسته وظایف مذهبی و بهره مندی از عقاید دینی ، به گونه ای چشم گیر ، در حفظ سلامت وحی و جسمی انسان و پیشگیری از دچار شدن به انواع بیماری مؤثر می باشد ، از این رو ، هر روزه بر شمار پزشکان معتقد به تأثیرات مثبت عقاید دینی در حفظ سلامتی انسان افزوده می گردد . بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه ، نتایج تحقیقات به عمل آمده ، به وسیله مدرسه پزشکی «هاروارد» نشان می دهد : اکثریت قریب به اتفاق پزشکان خانواده در آمریکا متوجه شدند که اعتقادات مذهبی ، به بیماران تحت درمان آنها به طور سودمندی کمک می کند .

بر همین اساس ، «هوبرت بنسون» متخصص قلب د دانشگاه معتبر «هاروارد» بیماران خود را به انجام عبادت سفارش می کند ، زیرا او باور دارد که این امر ، به روند بهبودی آنان کمک می کند .

یاد پروردگار ، شفابخش بیماران

دانشمندان معتقد هستند اعتقادات مذهبی و انجام منظم عبادات ، اثرات فراوانی بر سلامت جسم و روح انسان دارد . حدود 1200 مورد مطالعه جداگانه در این زمینه نشان می دهد که افراد مذهبی معمولاً از روش های سالم تری در زندگی روزمره خود پیروی می کنند .

بر اساس یک بررسی که به تازگی در دانشگاه مختلف ایالات متحده از جمله دانشگاههای پزشکی «yale» به انجام رسیده ، زمان حضور و مدت بستری شدن افراد غیرمذهبی در بیمارستان ها سه برابر کسانی است که به طور منظم عبادت می کنند . در عین حال میزان بیماری های قلبی و مرگ و میرهای بعد از عمل جراحی ، در میان افراد غیر مذهبی ، حدود چهارده برابر اشخاص مذهبی است .

در همین تحقیق ، پژوهشگران نشان داده اند که میزان سکته در سالمندانی که به ندرت ، در مراسم مذهبی شرکت کرده اند ، دو برابر افرادی است که عبادت  را به طور روزمره انجام می دهند . در عین حال ، مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی ، عروقی و سرطانی ، میان کسانی که به دعا و عبادت می پردازند ، چهل درصد کمتر است . نکته دیگری که متخصصان بر آن تاکید می کنند ، حفظ سلامت روحی و پیشگیری از افسردگی در نتیجه عبادت است . امروزه ، علم ثابت کرده است که اشخاص ، در هنگام عبادت به جنگ افسردگی می روند و حتی در صورت بروز این بیماری ، سریع تر از دیگران بهبود می یابند .

معارف دینی و روانشناسی

اعتقادات مذهبی افراد ، کنترل درونی آنها را ارتقاء می دهد :

اعتقادات و اعمال مذهبی ، برای حفظ روان سودمند است ، بر اساس یک بررسی که نتایج آن در مجله ، علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین منتشر شد ، اعمال مذهبی بر حفظ سلامت روان و کنترل درونی ، تأثیر بسزایی دارد . بر اساس این گزارش ، پژوهشگران با توجه به تأثیر مثبت باورها و اعمال مذهبی در سلامت روان ، استفاده از اعتقادات و مذهب را برای برنامه ریزی اقدام های بهداشت روانی ، به ویژه در جوانان توصیه می کنند .

شفابخش قرآن از منظر علوم پزشکی

برخی از روانشناسان و جامعه شناسان ، قرآن و مطالب آیات آن را مورد توجه قرار داده و تأثیرات آنها را در روان انسان مورد بررسی قرار داده اند . و از این رهگذر شفابخشی قرآن را با علوم تجربی به اثبات رسانده اند . و به نتایج جالب و شگفت انگیزی دست یافته اند .

این گروه کارهای خود را در دو محور عمده ارائه کرده اند که عبارتند از :

الف تأثیرات قرائت قرآن بر کاهش درد ، اضطراب و افسردگی :

در این مورد پژوهش های متعددی تحت عنوان شرایط کنترل شده و با توجه به ضوابط پزشکی توسط پزشکان متخصص یا زیر نظر آنان انجام شده است و نه نتایج مثبتی رسیده است که به برخی آنها اشاره می کنیم :

1 – آقای علیرضا نیک بخت نصرآبادی ، پایان نامه کارشناسی ارشد خود را به موضوع : « بررسی میزان تأثیر آوای قرآن کریم بر کاهش درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم » اختصاص داده است و در پایان نتیجه گرفته که آوای قرآن باعث کاهش شدت درد در بیماران بعد از اعمال جراحی شکم می شود .

2 – در پژوهشی که توسط دو تن از محققان در تهران به روش آزمون اضطراب «کتل» انجام شد ، نشان داده شد که در بین گروه آزمایشی 60 نفره دختر که بصورت تصادفی از  بین دانش آموزان دبیرستانی انتخاب شدند ، گروهی که حداقل 6 ماه روزانه نیم ساعت به قرائت قرآن مجید می پرداختند میزان اضطراب و گرایش به افسردگی آنان به شکل چشمگیری کمتر از آزمودنیهای گروه مقایسه است .

3 – در تحقیق دیگری ثابت شد که مداومت بر قرائت قرآن نقش مؤثری در مقابله با استرس دارد . همچنین فهم قرآن نیز در مقابله با استرس تأثیر دارد .

 برخی از محققان و متخصصان علوم پزشکی ، پژوهش های متعددی در این مورد انجام داده اند و تأثیرات  آموزه های (دستورات و توصیه های) آیات قرآن را در بهداشت روانی فردی و اجتماعی انسان بررسی  کرده اند . در این تحقیقات تجربی نتایج مثبت و چشمگیری در مورد برخی مفاهیم دستورات قرآن بدست آمده است که در اینجا به صورت فهرست وار به آنها اشاره می کنیم .

1 – وحدت شخصیت انسان در رابطه آن با توحید قرآنی «پژوهشها در منابع و مجموعه آثار در سلامت روان نشان می دهد که اساسی ترین و مهمترین مسأله در شخصیت سالم ، وحدت روان و تعهد مذهبی است .

وحدت روان با سیستم ارزشی که بتواند به حیات معنا و هدف دهد . مرتبط است . در بین سیستم های ارزشی ، مذهب بالاترین قابلیت را برای ایجاد وحدت شخصیت داراست اساس و مبنای مذهب اسلام بر وحدت و توحید می باشد . وحدت شخصیت و یگانگی روان انسان ، مظهر و نماینده بارز توحید ذات مقدس خالق است .

2 – دمیدن روح امید و ممنوعیت یأس ناامیدی در قرآن و تأثیر آن در کاهش افسردگی در قرآن کریم               می خوانیم :« و لا تیئسوا من روح الله انه لاییئس من روح الله الا القوم الکافرین »[9]

« و از رحمت بی منتهای خدا نومید مباشید که هرگز هیچ کس از رحمت خدا نومید نیست ، مگر کافران » کتابهای مذهبی و بویژه قرآن کریم بر توکل به خدا و امید به فضل و رحمت الهی و خدمت ناامیدی و یأس تاکید دارند بطوری که در اسلام ناامیدی از خدا را یک گناه کبیره به حساب می آورند .

و همین مطلب موجب می شود که مؤمنان همیشه شاداب و امیدوار باشند و به دامن افسردگی و یأس نیفتند .

3 – دعوت قرآن به صبر و تأثیر آن در کاهش فشارهای روانی .

 4 – توکل بر خدا و تأثیر آن در حل مشکلات وآرامش روانی .

یکی از پزشکان صاحبنظر می نویسد :

«واکنش سوگ ناشی از داغدیدگی ، واکنش طبیعی است . تحقیقات زیادی نشان داده اند که داشتن تفکر و عملکرد مذهبی به طور محسوس موجب کاهش شدت درد فقدان و دوره آن می شود .

این تأثیر از طریق مکانیسم های چندی صورت می گیرد  منجمله  :

اول : اعتقاد ، ایمان و توکل به خداوند (Truest ingod)  با نام و یاد او قلبها آرام  می گیرد .[10]

دوم : داشتن صبر و بردباری و تسلیم رضای خداوند و تسلیم نظام الهی  و پناه بردن به خداوند در هنگام مصیبت ها (انا لله و انا الیه راجعون[11]) نیز موجب کاهش شدت و دوره سوگ می شود .

سوم : بهره گیری از سمبلهای ایمانی و مذهبی از دیگر عوامل مهم و مؤثر در کاهش درد فقدان است در شیعه نمونه متعالی این مراسم مربوط به عزاداریهای عاشورا است . عاشورا نمونه ای از هر نوع داغ را داراست داغ فرزند ، داغ برادر ، غم اسیری و مظهر متعالی و داغ با زندگی .

در انسان مسلمان داغدار به هر میزان که بتواند خودش را جای داغداران کربلا قرار دهد و با آنها همانند سازی کند به همان میزان از فشار داغدیدگی خودش کاسته می شود .

5 – ممنوعیت خودکشی در دین و تأثیر آن در پایین آمدن آمار خودکشی در جوامع مذهبی .

6 – تاکید بر محبت به پدر و مادر و تأثیر آن در سلامت روانی افراد خانواده .

7 – آیات حجاب در مورد بانوان و نقش آن در سلامت روانی زنان .

8 – اعتقاد به معاد و تأثیر آن در تأمین بهداشت روانی .

9 –  تأثیر نماز در آرامش روانی .

10 – تأثیر یاد خدا در آرامش دل و رفع اضطراب و نگرانی .

11 – ممنوعیت بزهکاری در قرآن و تأثیر آن در کاهش این رفتار در بین افراد مذهبی (تأثیر اجتماعی) .

12 - امر به معروف و نهی از منکر و تأثیرات آن بر جلوگیری از رشد عوامل آلوده کننده فضای جامعه             ( تأثیر اجتماعی) .

13 – ممنوعیت سوءظن ، تجسس ، تهمت و غیبت و تأثیرات آنها در پاکی فضای جامعه و امنیت اجتماعی حفظ شخصیت اجتماعی افراد .

14 – دستور ازدواج و تشکیل خانواده  و تأثیرات آن در آرامش فردی و سلامت محیط اجتماع .

معارف دینی از دیدگاه علوم تربیتی و اخلاق

آداب مسلمانی از دریچه علم

بسیاری از آداب و بایدها و نبایدهای دینی ما گذشته از حلال و حرام و مستحب  و مکروه بودن ، دارای فایده ها و یا آسیب هایی از نظر علمی می باشند که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم :

 

 

چشم چرانی :

نگاههای آلوده که در عرف ما از آن به «چشم چرانی» تعبیر می شود منشأ انحرافات مختلف جنسی می باشد . از این رو ، برای پاکسازی دل ، باید ابتدا دیده را از آلاینده ها زدود و در همین راستا می باشد که قرآن کریم پیش از دعوت به عفت جنسی ، به عفیف ساختن نگاه سفارش می کند و می فرماید : « قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم .... و قل للمؤمنات یغض من ابصارهن و یحفظن فروجهن .... به               مردان با ایمان بگو ، عفت چشم و عفت جنسی را رعایت کنند ... و به زنان با ایمان بگو عفت چشم و عفت جنسی را رعایت کنند .... » [12]

از پیامبر (ص) روایت شده است : «النظر مهم مسموم من سهام ابلیس ؛ چشم دوختن (به نامحرم) تیر زهرآگینی از تیرهای شیطان است » [13]

نگاه آلوده آدمی را در دام عشق های ناپاک و انحرافات جنسی گرفتار می سازد ، چنان که علی(ع) در این مورد فرموده اند  :« چه بسا عشقی که با یک نگاه بذرافشانی می گردد .» [14]

چشم چرانی در نتیجه محرومیت های جنسی ، محیط نامساعد و ضعف اراده و ... به وجود می آید به عصب «دلی بیدو» که در اعصاب چشم متمرکز است ، با اعصاب جنسی متصل و مرتبط می باشد و از این روست که شخص با چشم چرانی لذت می برد .

خوب است در راستای بیان علت های نفی اسلام از این عمل ناپسند و منافی اخلاق ، به ضررهای آن اشاره نماییم .

آسیب های چشم چرانی : چشم چرانی سبب درشتی چشم ، ضعف اعصاب و روان ، بی خوابی ، کم خوابی،               بی اشتهایی ، خیال پردازی واهی ، تشویش ذهن و اغتشاشات و بیماریهایی از این دست می گردد  .[15]    

این رفتار ناپسند که بیشتر از مردها سر می زند ، باعث بروز «سادیسم» در آنها می گردد و در زن ها که بیشتر ناشی از خودنمایی است ، بیماری «ماژوشیسم» را به وجود می آورد .[16]

معارف دینی از دیدگاه تغذیه

قاعده اعتدال در غذا خوردن :

(کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لایحب المسرفین ؛ بخورید و بیاشامید ، [ولی] زیاده روی نکنید ؛ چرا که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد ) [17]

خداوند در این آیه ، یک چهارچوب کلی  و اساسی را برای تغذیه ارائه می ده و آن عبارت است از مصرف به اندازه غذا و جلوگیری از اسراف .

«اسراف» کلمه جامعی است که هرگونه زیا ده روی در کمیت ، کیفیت ، بیهوده گرایی ، اتلاف و مانند آن را شامل می گردد و مصادیق گوناگونی چون : پرخوری و پرآشامی ، تندخوری ، زیاده روی در خوردم یک نوع غذا و روی آوردن به غذاهای حرام را ، افزون بر خوراکی های حلال شامل می گردد .

پیامدهای اسراف در غذا :

1 – سوء هاضمه ،  بزرگ شدن معده و شکم 2 – بالا رفتن غلظت خون (تسلب شرائین ) 3 – پیچ خوردن معده 4 – سوزش قلب 5 – آثار روانی مثل کودنی و تنبلی و افزایش شهوت 6 – پوسیدگی دندان ها 7 – دچار شدن به وبا ، تیفوئید و .... 8 – بیماریهای مفصلی و سنگ کلیه (در نتیجه خوردن یک نوع غذا) 9 –چاقی

 

آداب غذا خوردن و دستور به خوردن نمک

در اسلام ، دستورات زیادی در مورد خوردن نمک ، به عنوان یک پیش غذا ، وارد شده است حضرت علی(ع) می فرمایند : « با نمک خوردن در اول غذا ، خوردن را شروع کنید که اگر مردم بدانند چه خاصیتی در نمک است هر آینه بر تریاق [بهترین دوای مؤثر] تجربه شده ، آن را برمی گزینند .»

امام صادق (ع) نیز فرموده اند : «رسول خدا (ص) به علی (ع) فرمود : ای علی ! غذا را با نمک آغاز کن و با آن به پایان رسان که هر کس چنین کند ، از 72 نوع از انواع بلا در امان است که از آن جمله جنون و جذام و پیسی می باشد و همچنین از ایشان روایت شده است :

«هر کس در اول و آخر غذا نمک بخورد ، لکه های سیاه و سفید صورتش بر طرف خواهد شد .»  در روایتی پیامبر (ص) دردهای گلو ، دندان ها و دردهای شکم از جمله بیماری هایی دانسته شده اند که خوردن نمک از بروز آن جلوگیری می کند .

 نمک از دریچه علم :

نمک به دلیل داشتن «اسید» بهترین داروی ضدعفونی کننده است ؛ چرا که هیچ نوع میکروبی نمی تواند در نمک رشد و نمو یا زندگی کند .

«دکتر تومانیانس» در کتاب خود به نام « Hygienic ruler in Islam » فایده های استعما نمک را در پیش از غذا اینگونه برمی شمارد :

1 – بنا بر یافت های علوم پزشکی ، دهان محل تجمع انواع میکروب ها می باشد که در اثر استعمال نمک در پیش از غذا ، آنها برطرف می گردند .

2 – آب دهان (بزاق) از چشمه هایی به نام غدد بزاقی جاری می باشند که هر چه با غذا مخلوط شوند ، غذا از ورته از گلو پایین می رود و زودتر هضم می شود . ورود نمک در دهان ، غده های اطراف دهان را تحریک و به ترشح آنها سرعت می بخشد ا این رو ، غذا را زودتر هضم و برای فرو بردن حاضر می سازد .

3 – زمانی که نمک وارد معده خای از غذا می گردد ، غده معده را تحریک می کند و ترشحات زیادتری به وجود می آورد . پس « اسفیورت» نمک سبب زود فرو بردن و زود هضم شدن غذا می گردد .

4 – از آنجا که نمک پیش از غذا تحریک کننده غده های هاضمه است ، در اثر تحریک آنها ، انسان میل به غذا خوردن می یابد ، بنابراین ، نمک سبب زیاد شدن اشتها می گردد .

5 – چنانچه مواد شیمیایی ، بیش از اندازه معمول در معده ترشح شود ، موجب سوء هاضمه می گردد و نمک پیش از غذا ، به دلیل دارا بودن اثر اسیدی ، آن را خنثی و بی اثر می نماید و سوءهاضمه را برطرف می کند .

6 – در بدن و خون و ساختمان جسم مقدار معینی نمک وجود دارد که اگر این مقدار کاهش یابد ، موجب امراض مختلفی در اعضاء بدن می گردد ، اما وقتی نمک پیش از غذا وارد معده گردد ، مقدار موردنیاز را برای کمبود خود نگه می دارد و در حقیقت ، مقدار از دست رفته را جبران می سازد .

7 – بدن انسان به منظور برطرف کردن نمک ، به آب نیاز دارد و استمعال نمک ، بیش از غذا ، آدمی را به نوشیدن آب مجبور می سازد و این ، خود سبب افزایش «ادرار» و شستشوی کلیه و مثانه می شود .

8 – در اثر نمک خوردن ، مقداری از آب بدن از روزنه های پوست بیرون می آید و به این ترتیب ، سوراخ های تنفسی پوستی ، پاک و پاکیزه می گردند .

9 – خوردن نمک در بعد از صرف غذا نیز ، غدد بزاقی را تحریک می سازد و باعث زیاد شدن آب دهان              می گردد . بنابراین ، انسان ناگزیر به فرو بردن و بیرون کردن آن از دهان می شو که در هر دو صورت چربی یا غذای باقی مانده در دان و بین دندان به همراه آب دهان برطرف می شود .

10 – اگر آدمی غذایی بخورد که نمک آن کم باشد و یا در معده ترشحات مواد نمکی نباشد ، غذا دیر هضم                   می شود و این ، سبب بروز سوء هاضمه می شود . خوردن نمک ، پیش از غذا ، این آسیب  را برطرف می سازد .

معارف دینی و کیهان شناسی

قرآن و علوم کیهان شناسی

آیات مربـوط به حرکت خورشید :

در مورد این آیات مفسران قرآن دو گروه شده اند .

اول مفسران قدیمی : مفسران قرآن کریم از دیرزمان در پی فهم آیات مربوط به حرکت خورشید بودند . ولی از طرفی نظریه هیئت بطلمیوسی بر جهان سایه افکنده بود و از طرف دیگر ظاهر آیات قرآن (در مورد حرکت خورشید و زمین در مدار خاص خودشان) هیئت بطلمیوسی را برنمی تافت و لذا برخی از مفسران در پی آن شدند تا با توجیه خلاف ظاهری آیات قرآن را با هیئت بطلمیوسی و حرکت کاذب روزانه خورشید سازگار کنند .

شهرستانی در مورد آیه : «کل فی فلک یسبحون»[18] می نویسد :

« هر یک در فلکی شنا می کنند و مکرر گفتیم که ظاهر این آیه با هیئت قدیم راست نمی آمد زیرا بنابراین هیئت حرکت کوکب در جسم فلک ممتنع است و از این جهت  قدما ، ظاهر آیه را حمل بر مجاز کرده سیاحت را هم به معنی مطلق حرکت گرفته و گفته اند مقصود این است که : هر ستاره ای با فلک خود بالتبع              حرکت می کند  .»

این در حالی است که در آیه «فی» (در) دارد یعنی خورشید در فلک و مدار شناور است . و نیز در مورد آیه «والشمس تجری»[19] می نویسد : «متقدمین بدین آیه احتجاج کرده حرکتی را که از طلوع و غروب آفتاب مشاهده می شود متعلق به جرم خورشید دانسته اند .

ولی در معنای کلمه «مستقر» دچار اضطراب و اختلاف عقیده شده اند .»

..... برخی گفته اند آفتاب سیر می کند تا مستقر خود که برج حمل است . (که لازمه آن سکون خورشید در برج حمل است و این معنا باطل است .)

.... و برخی گفته اند شمس حرکت می کند در فلک خود . (که از نظر هیئت قدیم باطل است .) 

عجب این است که صاحب تفسیر نمونه نیز در تفسیر آیه « و کل فی فلک یسبحون»[20] احتمال می دهد که مقصود همین حرکت خورشید بر حسب حس ما یا حرکت ظاهری [کاذب و خطای دید] باشد و آن احتمال را در کنار احتماات دیگر می آورد و رد نمی کند [21]در حالی که این آیات در مقام شمارش آیات خداست و حرکت کاذب نمی تواند آیه و نشانه الهی باشد .

دوم مفسران و صاحبنظران جدید :

پس از آنکه در هیئت جدید ، حرکت زمین به دور خورشید وسپس حرکت های چندگانه خورشید به اثبات رسید آیات مربوط به حرکت خورشید معنای جدیدی پیدا کرد و متخصصان صاحبنظران و مفسران قرآن در این مورد اظهارنظرهای متفاوتی کردند و برداشتهای زیبایی از آیات فوق بعمل آوردند که بدان ها                    اشاره می کنیم :

الف حرکت انتقالی خورشید در درون کهکشان راه شیری (حرکت طولی)

مفسر معاصر آیه الله مکارم شیرازی پس از اشاره به تفسیرهای «تجری ، یس / 38» می نویسد : «آخرین و جدیدترین تفسیر برای آیه فوق همان است که اخیراً دانشمندان کشف کرده اند و آن حرکت خورشید با مجموعه منظومه شمسی در وسط کهکشان ما به سوی یک سمت معین و ستاره دور دستی که آن را ستاره «وگا» نامیده اند ، می باشد .» و در جای دیگر «جریان» را اشاره به حرکت طولی می داند .

یکی از صاحبنظران پس از اینکه حر کت خورشید از جنوب به سوی شمال آسمان را 5/19 کیلومتر در ثانیه می داند در ادامه به آیه 2 سوره رعد و 33 سوره ابراهیم در مورد حرکت خورشید استناد می جوید .[22]

یکی دیگر از نویسندگان معاصر در مورد کلمه «مستقر» در آیه «تجری لمستقر لها» می نویسد :

این حرکت به سوی قرارگاه شاید همان حرکت خورشید به سوی ستاره وگا باشد که علم نجوم امروز بدان پی برده است و سپس آن را معجزه علمی قرآن می داند .[23]

علاوه طباطبائی رحمه ا ... پس از آنکه جریان شمس را همان حرکت خورشید می داند ، می فرماید : « اما از نظر علمی تا آنجا که ابحاث علمی حکم می کند قضیه درست برعکس (حس)است یعنی خورشید دور زمین          نمی گردد بلکه زمین بدور خورشید می گردد و نیز اثبات می کند که خورشید یا سیاراتی که پیرامون آن هستند به سوی ستاره (نسر ثابت) حرکت انتقال دارند .... »[24]

سید هبه الدین شهرستانی حرکت خورشید را به طرف ستاره ای بر ران راست «جائی» معرفی می کند و در جای دیگر آن را به طرف مجموعه نجوم (هرکیل) می داند .[25]

ب- حرکت انتقالی خورشید همراه با کهکشان (حرکت دورانی) .

آیه الله مکارم شیرازی : در مورد آیه «و کلٌ فی فلک یسبحون»[26] و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند » دو احتمال می دهند : 

یکی: حرکت خورشید به حسب حس ما یا حرکت ظاهری [ حرکت کاذب روزانه خورشید که در اثر حرکت زمین به خطا دیده می شود و عرف مردم این حرکت را به خورشید نسبت می دهند .

دوم : منظور از شناور بودن خورشید در فلک خود حرکت آن همراه با منظومه شمسی و همراه با کهکشان که ما در قرآن داریم می باشد چه اینکه امروز ثابت شده است که منظومه شمسی ما جزئی از کهکشان عظیمی است که به دور خود در حال گردش است .

و در پایان این آیه «فی فلک یسبحون» را اشاره به حرکت دورانی خورشید می داند که برخلاف هیئت بطلمیوسی حاکم در زمان نزول قرآن سخن گفته است و بدین ترتیب معجزه علمی دیگری از قرآن به                  ثبوت رسید .[27]

 

ج حرکت وضعی خورشید به دور خود   

در تفسیر نمونه آمد ه است : «بعضی دیگر ان (تجری – یس / 38) را اشاره به حرکت وضعی کره آفتاب         دانسته اند زیرا مطالعات دانشمندان به طور قطع ثابت کرده که خورشید به دور خود گردش می کند .»[28]

تذکر : در این صورت معنا اینگونه می شود : « خورشید در قرارگاه خود جریان دارد.» [ و به دور خود                  می چرخد.]

یکی از صاحبنظران نیز پس از آنکه حرکت وضعی خورشید را 5/25 روز یک مرتبه به دور خود معرفی می کند به آیه 2 سوره رعد و 32سوره ابراهیم در مورد اثبات حرکت خورشید استناد می جوید .[29]

د ادامه حیات خورشید تا زمان معین :

یکی از صاحبنظران در مورد آیه «کل یجری لِاَجلٍ مسمّی»[30] هر یک از خورشید و ماه تا زمان معینی به گردش خود ادامه می دهند » می نویسند :

«ظاهر مقصود از اینکه خورشید و ماه تا زمانی معینی به گردش خود ادامه می دهند این است که زمانی فرا خواهد رسید که این چراغ های اسمانی خاموش گردد و آن روز قیامت است .»

هر- حرکات درونی خورشید :

به نظر می رسد که کلمه «تجری» در آیه « و الشمس تجری لمستقرلها» معنای دیگری را نیز بدهد یعنی بین کلمه «تحرک» و «تجری» تفاوتی هست و آن اینکه کلمه «تحرک» فقط حرکت را می رساند مثل حرکت اتومبیلی که به جلو یا عقب می رود . ولی زیر و رو نمی شود . اما کلمه «تجری» در مورد مایعات مثل آب به کار می رود که در هنگام حرکت علاوه بر جلو رفتن ، زیر و رو هم می شود و بر سر هم می خورد .

معارف دینی و باستان شناسی

نامهای مبارکی که حضرت نوح (ع) به آنها توسل جست

[ گزارش بسیار جالب باستان شناسی شوروی (سابق) درباره کشتی حضرت نوح پیغمبر و توسلش بحضرت محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام در حدود شش هزار سال قبل چنین است ، مجله رسمی و پر از تیراژ «اتفاذ نیز سروب» شوروی سابق که بطور ماهانه منتشر می گردد گزارش عجیب زیر را که هم از نظر باستانی ارزنده و جالب است و هم از نظر دینی عالیترین دلیل بر عظمت قرآن و عقاید مذهب مسلمین شیعه است درج نموده ، و بدنبال و تعقیبش جمعی از نویسندگان انگلیسی و مصری و پاکستانی و عده دیگر آن مقاله را از روسی یا انگلیسی و عربی و اردوئی ترجمه نموده و در مجله ها و روزنامه های محلی خود نقل کرده اند و اینک خلاصه آن را با توضیح درباره ارزش علمی و دینی آن از نظرها می گذرانیم ، مجله نامبرده در شماره تشرین دوم هزار و نهصد و پنجاه و سه می نویسد زمانیکه باستان شناسان روسی در منطقه ای معروف به «وادی قاف» مشغول حفاری و جستجوی آثار باستانی در اعماق زمین بودند به چند پاره تخته قطور و پوسیده برخوردند که بعداً معلوم شد این تخته ها قطعات جدا شده از کشتی حضرت نوح (ع) بوده که بر اثر تحولات دریایی و زمینی در طول و مدت تقریباً 5000 سال اعجازآسا همچنان در دل زمین باقیمانده است و سپس برخورد با این تخته ها نظر محققین باستان شناس را بطوری بخود جلب ، نمود که دو سال دیگر بهمین کنجکاوی و تعقیب و برررسی عملیات حفاری خود پرداخته و خلاصه در همان منطقه به تخته دیگری برخوردند که بصورت لوحی طبق کلیشه  زیر که چندین سطر کوتاه از کهن ترین و ناشناخته ترین خطوط بر رویش منقوش و نگاشته که بسیار شگفت آور است زیرا تخته لوح بدون اینکه پوسیده یا محجر شده آن چنان سالم و دست نخورده باقیمانده که هم اکنون در موزه آثار باستانی مسکو در معرض دید توریستها و تماشاگران خارجی و شوروی برای تحقیق از چگونگی لوح و خواندانش هیئتی ترکیب از هفت نفر که مهمترین باستان شناسان و اساتید خط شناس و زبان دان روسی و چینی مأمور تحقیق و بررسی شدند که اساسیشان بدین قرار است : 1 – پروفسور سولی نوف – استاد زبانهای قدیمی و باستانی دانشکده مسکو 2 – ایفاهان حینو استاد زبانشناس دانشکده لولوهان چین 3 – مبیشانن لوفارنگ مدیر کل آثار باستانی شوروی .4 – تانمول گورف استاد لغات دانشگاه کیفرو . 5 – پروفسور دایرآلن استاد باستانشناسی آکادمی علوم لِنس . 6 – ایم احمد کولا مدیر تحقیقات و اکتشافات عمومی شوروی . 7 – میچر کولتوف رئیس دانشکده استالاین . این هیئت پس از هشت ماه تحقیق و مطالعه و مقایسه حروف آن با نمونه سائر خطوط و کلمات قدیم متفقاً گزارش زیر را در اختیار باستانشناسی شوروی قرار دادند .

1 – این لوح مخطوط چوبی از جنس همان پاره تخته های مربوط بکاوشهای قبلی است و کلاً متعلق بکشتی حضرت نوح (ع) بوده است منتها لوح مزبور مثل سائر تخته ها پوسیده نشده و طوری سالم مانده که خواندن خطوطش به آسانی امکان پذیر بوده است .

2 – حروف و کلمات این عبارات بلغت سامانی یا سامی است که در حقیقت ریشه و اصل لغات است ابسام این نوح منسوب است .

3 – معنی حروف و کلمات مبارک بدین شرح و بیان است از حضرت نوح پیغمبر : ای خدای من و ای یاور من برحمت و کرمت مرا یاری نما و بپاس خاطر این نفوس مقدسه ، محمد یار قلیطا مئدمئد – علی ایلیا – فاطمه طیطه -  بشرحسن – شبیر حسین آنانکه همه بزرگان و گرامی اند و جهان به برکتشان برپا است باحترام نام آنها مرا یاری کن تنها تویی که می توانی مرا براه راست هدایت کنی ][31] 

 

 

 

 

معارف دینی و تکولوژی مدرن «رایانه»

بسم الله الرحمن الرحیم

سَنُریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لَهم اَنَّهُ الحَق

«طی تحقیقاتی که یک پزشک آلمانی بوسیله رایانه بر روی ریه انسان انجام داده به نتایج بسیار شگفت انگیزی دست یافت . وی متوجه شد که ، عبارت مقدس لااله الاالله محمد رسول الله بر ریه هر انسانی نقش بسته شده و بدنبال بدست آمدن این نتیجه  به دین اسلام گرایش پیدا نمود و مسلمان شد .»[32]

فتبارک الله احسن الخالقین    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه گیری

 

با توجه به مطالبی که بیان شد ویژگی اعجاز شفابخشی قرآن و تأثیرات قرآن و معارف دینی در بیماریهای روحی و روانی و جسمانی روشن شد .

این تأثیرات از همان صدر اسلام مشهود بوده و شاهدی بر حقانیت این دین الهی است که از جمله مطالب شگفت انگیزی است که با پیشرفت علوم مختلف روشن تر می شود .

شناخت هرچه بیشتر تأثیرات قرآن و معارف دینی در بهداشت روانی فردی و اجتماعی انسانها می تواند ما را در شناخت بهتر قرآن و استفاده بیشتر از محضر آن در درمان بیماریهای روانی کمک کند و به عبارت دیگر تحقیقات تجربی در این زمینه کیفیت های امور معنوی را به صورت کمیت و آمار علوم تجربی در اختیار بشر قرار می دهد و راههای جدیدی را در استفاده از وحی الهی برای ما می گشاید . که امید است این راهی که تازه آغاز شده ادامه یابد و بشریت را به کمالات معنوی علاقمندتر کند و راه حق ادیان الهی و بویژه قرآن را به انسان سرگشته عصر حاضر بنمایاند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع

 

1)     عصر امام خمینی ، میراحمد رضا حاجتی

2)     روزنامه جام جم ، 25 فروردین 83 ، ص 12

3)     مجله موفقیت دو هفته نامه 151 ، سال یازدهم – نیمه اول مهر 87

4)     بشارت ، نخستین نشریه قرآنی ویژه جوانان شماره  66

5)     بشارت ، نخستین نشریه قرآنی ویژه جوانان شماره 64 .

6)   پژوهشی در اعجاز علمی قرآن جلد اول – علوم کیهان شناسی و ریاضیات دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی – انتشارات پژوهش های تفسیر و علوم قرآن .

7)     پژوهشی در اعجاز علمی قرآن جلد دوم – علوم زیست شناسی و پزشکی دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی .

8)     جواهر الولایه و مجله بذره نجف اشرف .

9)  روزنامه کردزبان جیهاد سی شه محه 12 / شه و ال / 1410 ک – 8/5/1990 برگرفته از تابلوی آئینه اندیشه ها ، زیرنظر انجمن اسلامی دانشکده الهیات ، دانشگاه تهران 7/3/69 .

10) 40نکته پزشکی پیرامون نماز  ، دکتر مجید ملک محمدی ، مؤسسه فرهنگی انتشارات معارف .

                                                                                                                                                                                     

 

 

                                         

         


[1] رحمن / 27 – 26

[2] آل عمران / 54

[3] اخلاص / 1

[4] انعام / 100

[5] صف / 13

[6] مائده / 26-21

[7] سوره طه / 120 و بقره / 36

[8] ترجمه مبانی طب  سیسیل (بیماریهای عفونی) صفحه 217

[9] یوسف / 87

[10] رعد / 28

[11] بقره / 155

[12] سوره نو ، آیه 31 و 32

[13] بحارالانوار ، ج 104 ، ص 38 ، چاپ بیروت

[14] غرر الحکم و دررالکلم ، محمد تمیمی  ، دانشگاه  تهران ، حدیث  5314

[15] مسائل درمانی و طب درمانی ، عبدالکریم بی آزار شیرازی ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1374 ش ، ج 3 ، ص 258

[16] همان

[17] سوره اعراف  ، آیه 31

[18] یس /40

[19] یس / 38

[20] یس / 38

[21] ر . ک  . تفسیر نمونه ج 18 ص386 - 389

[22] استاد حسین نوری ، دانش عصر فضا ص 26 و 25 - 36

[23] گودرز ، نجفی ، مطالب شگفت انگیز قرآن ، ص 25 - 26

[24] المیزان ج 17 ، ص 89

[25] اسلام و هیئت ص  181

[26] یس / 40

[27] ر . ک . تفسیر نمونه ج 18 ص 386 - 389

[28] تفسیر نمونه ، ج 18 ص 382

[29] ر . ک . ا ستاد حسین نوری ، دانش عصر فضا ص 26 و 35 - 36

[30] رعد / 2

[31] جواهر الولایه و مجله بذره نجف اشرف

[32] جیهاد سی شه محله  12/شه و ال / 1410 ک – 8/5/1990  «روزنامه کردی زبان»

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 دی1388ساعت 13:7  توسط گروه معارف   | 

 بلاياي طبيعي از قبيل سيل، زلزله ، و غيره مي شود. و عواطف انساني را تحريك و ا شك از چشمانش سرازيرمي سازد.

 چ) گريه پشيماني: هر كس ممكن است بر خلاف  فطرت پاك خويش در زندگي دچار لغزش هايي گردد. و لوح سفيد د ل را به لكه گناه ومعصيت آلوده سازد و پس از آن پشيمان گردد، براي بازگشت دوباره به فطرت الهي گريه  و زاري به درگاه خداوند متعال در كنار ساير اقدامها يكي از راههاي تسكين دردهاي دروني و زدودن غبار گناه از دامن انسان است.

د) گريه فراق:گونه ديگر اشك ريختن، گريه در فراق كساني ا ست كه انسان براي مدتي از آنها دور
مي شود اين گريه ممكن اين در فراق دوستان و آشنايان  سببي و نسبي و يا در فراق  پيشواياني كه دوري آنان انسان را از درك فيض حضور آنان محروم سا خته است  باشد. يكي از مصاديق  اين گريه
 مي تواند گريه بر امام حسين(ع) باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1388ساعت 13:30  توسط گروه معارف   | 

نخستين واكنش طبيعي انسان در برابر رويدادهاي ناگوار است، گريه كه مهمترين ابزار در مجالس سوگواري براي ابراز ارادت به محضرخاندان نبو ت(ع) ميباشد، گونه هاي مختلف دارد:

 الف) گريه شوق:گريه از روي خوش حالي ، زيباترين جلوه عشق ومحبت به كسي  كه دوستش مي داريم ، همانند مادري كه فرزند خويش را پس از مدتها مي بيند و در آغوش مي كشد، از خوشحالي اشك از چشمانش سرازير و گريه سرور سر مي دهد . در روايات آمده است هنگامي  كه جعفر ابن ابي طالب از حبشه به مدينه آمد، پيامبر اكرم (ص) به استقبا ل  او شتا فتند و با ديدن پسر عموي خويش اشك شوق ريختند.

گريه براي سا لار شهيدان نيز جلوه هاي گوناگوني دارد  كه بخشي از آن ممكن است به خاطر مظلوميت شهداي كربلا و بخش ديگري به شوق رشادت، فداكاري ، و آزاد مردي شهيدان كربلا باشد.

ب) گريه عاطفي: انسان در زندگي رخدادهايي را
مي بيند كه قلب او را جريحه دار مي سازد، همانند ديدن صحنه هاي دلخراش زندگي كسا ني  كه گرفتار

+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1388ساعت 13:29  توسط گروه معارف   | 

فرمود:« ان الله تبارك و تعالي اطلع الي الارض فاختارنا و اختار لنا شيعه ينصرونا ويفرحون لفرحنا ويحزنون لحزننا ويبذلون اموالهم وانفسهم فينا اولئك منا والينا» خداوند متعال ما را در روي زمين برگزيد وشيعيان را براي ما برگزيد كه ما را ياري ودر شادي و در غم واندوه ما عمگين وجان ومال خويش را در راه ما مي بخشند انان از مايند و به سوي ما مي آيند. – از ما الگو مي گيرند- صادق ال محمد ‌(ع) نيز فرمود: « رحم الله شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا وعجنوا بما ولا يتنا يحزنون لحزننا و يفر حو ن لفرحنا » خدا رحمت كند شيعيان ما را از بهترين خاكي كه ما را آفريده شديم افريده شدند و گل وجودشان با آب  ولايت ما مخلوط است . در شادي ما شاد و در سوگ ما سوگوارند با ا ين حال برخي مسلمانان ناآگاه شيعه  را متهم به خرافه گرايي ، مرده پرستي!، شرك و .... مي كنند . در اين بخش كوتاه بر آنيم تا مختصري در باره عزاداري در سيره پيامبر اكرم (ص) وساير پيشوايان ديني با شما سخن بگوييم  همان طور كه پيشتر اشاره شد گريه

+ نوشته شده در  شنبه 26 دی1388ساعت 13:28  توسط گروه معارف   |